تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
اسلام آن دو از اسلام خود پيامبر ( ص ) هم بيشتر باشد ، زيرا ابو طالب پشتيبان او بوده است و بنى هاشم مدافعان آن حضرت هم بوده‌اند . و همين مقدار براى نشان دادن نادانى ستيزه‌گرى چون جاحظ كافى است كه نمى تواند قدر و منزلت على عليه السلام را كاهش دهد ، مگر به كاستن قدر و منزلت رسول خدا ( ص ) . وانگهى هيچكس در دشمنى نسبت به پيامبر ( ص ) سخت گيرتر از برخى خويشاوندان نزديك آن حضرت نبوده است ، آن هم به ترتيب نزديكى خود ، مانند ابو لهب عمويش و زن او يعنى ام جميل كه دختر حرب بن اميه و از اعقاب عبد مناف است و عقبة بن ابى معيط كه او هم از عمو زادگان پيامبر است و نضر بن حارث كه او هم از اعقاب عبد الدار و از عمو زادگان پيامبر است و كسان ديگرى جز ايشان كه بر شمردن نام آنان سخن را به درازا مى كشاند و همهء آنها در راه پيامبر سنگ و خار مى ريختند و رازها و اخبار پوشيده‌اش را نقل مى كردند و بر او سنگ مى زدند و امعاء و احشاء و كثافتهاى درون شكم دامهاى خود را كه مى كشتند ، بر آن حضرت پرتاب مى كردند و آنان على عليه السلام را هم همچون پيامبر آزار مى دادند و در اندوهگين ساختن و تمسخر او سخت كوشش مى كردند و ابو بكر چنان خويشاوندانى نداشت كه او را بدانگونه آزار دهند . و از سوى ديگر به سبب الفت و اتحاد و اتفاقى كه ميان پيامبر ( ص ) و على وجود داشت ، منافقان در مدينه از آزار رسول خدا ( ص ) خوددارى مى كردند كه به هر حال فرماندهء لشكر و امير مدينه بود و فرمانش مطاع و حكمش جارى بود و منافقان از ترس شمشير و براى حفظ خون خود از پيامبر ( ص ) مى ترسيدند و از اظهار دشمنى نسبت به ايشان خوددارى مى كردند ، ولى كينه و ستيز خود را نسبت به على عليه السلام اظهار مى داشتند و پيامبر ( ص ) در اين مورد ضمن خبرى كه در تمام كتابهاى صحاح آمده فرموده است : « ترا جز مومن دوست نمى دارد و كسى جز منافق ترا دشمن نمى دارد . » و گروه بسيارى از بزرگان صحابه ضمن خبرى كه ميان محدثان مشهور است چنين گفته‌اند : « ما منافقان را فقط با كينه‌توزى نسبت به على بن ابى طالب مى شناختيم » . از اين گذشته اگر قرار بود پشتيبانى ابو طالب موثر باشد ، چرا در مورد جعفر عليه السلام چنين نبود و آزارها او را از وطنش بيرون راند ، تا آنجا كه بر دريا نشست و به حبشه هجرت فرمود شايد جاحظ چنين گمان ياوه‌يى دارد كه ابو طالب على را يارى مى داده و از يارى جعفر خوددارى مى كرده است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 342 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى