تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
شود كه منزلت او نسبت به پيامبر ( ص ) همان منزلت هارون به موسى عليهما السلام است و على ( ع ) هر چند كه پيامبر نبوده است ولى راه آنان را مى پيموده و روش ايشان را پيروى مى كرده است . حال او همچون حال ابراهيم عليه السلام است كه اهل علم نوشته‌اند : ابراهيم ( ع ) را در كودكى مادرش در سردابى جا داده بود ، تا كسى بر وجودش آگاه نشود . چون ابراهيم پرورش يافت و رشد كرد و خردمند شد ، به مادرش گفت : خداى من كيست گفت : پدرت خداى تو است . ابراهيم پرسيد : خداى پدرم كيست مادرش او را از سخن گفتن باز داشت و روى بر او ترش كرد ، تا آنكه ابراهيم ( ع ) از شكاف سرداب سر كشيد و ستاره‌يى را ديد و گفت : اين پروردگار من است . و چون ستاره ناپديد شد ، فرمود : من غروب كنندگان را دوست نمى دارم . و چون ماه را رخشان ديد گفت : اين پروردگار من است . و همين كه غروب كرد ، گفت : اگر پروردگار من مرا هدايت نفرمايد هر آينه از قوم گمراهان خواهم بود . و همين كه خورشيد را تابان ديد ، گفت : اين كه از همه بزرگتر است پروردگار من است . و همين كه خورشيد غروب كرد ، گفت : اى قوم ، من از شركى كه شما مى ورزيد بيزارم . من روى خويش را براى آن كس كه آسمانها و زمين را آفريده است ، با ايمان خالص متوجه مى سازم و من از مشركان نيستم . و خداوند متعال خود در اين مورد چنين مى فرمايد : « بدينگونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ، تا از يقين كنندگان باشد . » اسلام صديق اكبر عليه السلام - يعنى حضرت امير المومنين على - هم بر همين منوال بوده است . ما نمى گوييم كه على در فضيلت همپايهء ابراهيم است ، ولى از روش او پيروى مى كرده است بر همان منوال كه خداوند متعال فرموده است كه « همانا سزاوارترين مردم نسبت به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى كرده‌اند و اين پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‌اند ، و خداوند ولى مومنان است . » اما اينكه جاحظ بهانه‌تراشى كرده است كه چون على را پشتيبانى همچون ابو طالب و مدافعانى چون بنى هاشم بوده است ، ثواب و فضيلت اسلام ابو بكر و بلال به سبب محنتى كه داشته‌اند برتر است ، در اين صورت بايد ثواب و فضيلت