تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
شبانه از درهء ابو طالب دزدانه بيرون مى آمد و در حالى كه خود را از نظرها پوشيده مى داشت پيش بزرگانى از قريش ، همچون مطعم بن عدى و ديگران كه ابو طالب او را گسيل مى داشت و پيام مى فرستاد ، مى رفت و از آنجا جوالهاى سنگين آرد و گندم را بر دوش مى كشيد و براى بنى هاشم مى برد ، در حالى كه از دشمنان ايشان همچون ابو جهل و ديگران در كمال بيم بود كه اگر بر او دست مى يافتند خونش را مى ريختند . آيا به هنگام محاصره در دره ابو طالب ، على چنان مى كرد يا ابو بكر على عليه السلام حال خود را در آن هنگام بيان كرده و ضمن خطبه‌يى چنين فرموده است و آن خطبه بسيار مشهور است : « مشركان پيمان بستند كه با ما هيچ داد و ستدى نكنند و به ما زن ندهند و از ما زن نگيرند ، و جنگ شعله‌هاى خود را به زيان ما شعله‌ور مى ساخت . آنان ما را به دامنهء كوهى دشوار محصور كردند . مومن ما فقط اميد ثواب داشت و كافر ما هم براى دفاع از اصل و نسبت خويش با ما همكارى مى كرد » . در آن حال همهء قبائل بر ضد بنى هاشم متحد شده بودند و عبور رهگذران و رساندن خواروبار به ايشان را مانع شده بودند و آنان هر صبح و شام از شدت گرسنگى منتظر مرگ بودند و هيچ راه و چاره‌يى براى گشايش كار خود نداشتند . عزم آنان سستى گرفته و اميدشان بريده شده بود ، و تنها كسى كه اندوه اين گرفتاريها را پس از پيامبر ( ص ) متحمل مى شد فقط على عليه السلام بود . و هرگز كسى كه بخواهد اين فضيلت را وصف كند و آنچنان كه شايسته است بيان كند از عهده بيرون نمى آيد و نمى توان اهميت فضيلت كسى را كه در اين گرفتارى شكيبا بوده است بيان كرد . اين محنت و گرفتارى سه سال براى آنان ادامه داشت تا سرانجام با داستان صحيفه كه داستانى مشهور است گشايش يافت . جاحظ چگونه براى خود مى پسندد كه در مورد على عليه السلام بگويد پيش از هجرت آسوده و مرفه بوده است ، نه در جستجوى كسى بوده و نه كسى در جستجوى او و حال آنكه على ( ع ) همان كسى است كه در آن بسترى خفته است كه جان خويش را فداى رسول خدا كرده است و با خون خويش او را نگهدارى كرده
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 346 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى