تا هنگامى كه زنده باشم چيزى كه آن را ناخوش بدارى به تو نخواهد رسيد .
طبرى مى گويد : و همينها كه نام بردم روايت مى كنند كه ابو طالب به على عليه السلام فرمود : پسرجان ، اين چه آيينى است كه بر آنى گفت : پدرجان من ، به خدا و به رسول خدا ايمان آوردهام و آنچه را آورده است تصديق كردهام و همراه او براى خدا نماز گزاردهام . آوردهاند كه ابو طالب به على فرموده است : همانا كه او جز به خير و صلاح فرا نمى خواند ، همراهش باش . همچنين طبرى در تاريخ خود مى گويد : احمد بن حسين ترمذى از عبد الله بن موسى از علاء از منهال بن عمر و از عبد الله بن عبد الله براى ما نقل كرد كه مى - گفتهاند : شنيديم على عليه السلام مى گفت : من بندهء خدا و برادر رسول خدا و صديق اكبرم . اين سخن را پس از من كسى نمى گويد مگر دروغگوى افترا زننده . من هفت سال پيش از مردم نماز گزاردهام . در روايت كس ديگرى غير از طبرى آمده كه على فرموده است : من صديق اكبر و فاروق اول هستم كه پيش از ابو بكر مسلمان شدهام و هفت سال پيش از او نماز گزاردهام . گويا على ( ع ) راضى نبوده كه از عمر نام ببرد و او را شايسته اينكه با خود مقايسه كند نمى ديده است و اين بدان سبب است كه اسلام عمر متأخر است .
فضل بن عباس كه خدايش رحمت كناد ، مى گويد : از پدرم پرسيدم پيامبر ( ص ) نسبت به كداميك از پسران خود محبت بيشترى داشت گفت : نسبت به على بن ابى طالب عليه السلام . گفتم : پدر جان من در مورد پسرانش پرسيدم . گفت : پيامبر ( ص ) نسبت به على از همه پسران خود بيشتر محبت و رأفت داشت : از هنگام كودكى على حتى يك روز هم نديديم از او جدا باشد ، مگر هنگامى كه براى خديجه به سفر مى رفت . و ما هيچ پدرى را نديدهايم كه نسبت به پسرى مهررانتر از پيامبر نسبت به على باشد و هيچ پسرى را هم مطيع تر از على نسبت به پيامبر نديدهايم .
حسين بن زيد بن على بن حسين عليهم السلام مى گويد : از پدرم زيد عليه السلام شنيدم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨٨