تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
چوبهء تير مى نگرد ، چيزى نمى يابد . و بر دنباله و پرهايى كه به آن است مى نگرد ، چيزى نمى يابد كه از ميان چرك و خون گذشته و نفوذ كرده است . » و اين خبر خود يكى از نشانه‌هاى پيامبرى رسول خدا ( ص ) از اخبار مفصل آن حضرت به امور غيبى و نهانى است . اما در مورد « شيطان ردهة » كه در اين عبارت على ( ع ) آمده است گروهى گفته‌اند مقصود ذوا الثديه است كه سالار خوارج بوده است . و در همين مورد خبرى را از پيامبر ( ص ) نقل مىكند و از جمله كسانى كه اين موضوع را گفته‌اند ، جوهرى مولف كتاب الصحاح است . آنان مى گويند : ذو الثديه با شمشير كشته نشده است و خداوند روز جنگ نهروان بر او صاعقه‌يى فرو فرستاده است و على عليه السلام هم در اين سخن خود به همين موضوع تصريح كرده و فرموده است : « بدرستى كه كفايت كردند مرا از او با فريادى كه طپش دل و سينه‌اش را شنيدم » . قومى ديگر گفته‌اند : شيطان ردهة يكى از شيطانهاى سركش و از ياران دشمن خدا - ابليس - است ، و آنان هم در اين باره خبرى از پيامبر ( ص ) نقل مى كنند و اينكه پيامبر ( ص ) از او به خدا پناه مى برده است . لغت « ردهه » به معنى گودالى در كوه است كه آب در آن جمع مىشود و اين هم نظير سخن پيامبر ( ص ) در مورد شيطان عقبه منى است كه از او به « ازب العقبة » تعبير فرموده‌اند . شايد هم « ازب العقبة » همان « شيطان ردهه » است كه گاهى از او به اين صورت و گاه به آن صورت تعبير شده است . برخى ديگر گفته‌اند : شيطان ردهه شيطان سركشى است كه به صورت مار در مى آيد و در گودال زندگى مىكند و اين را از لفظ شيطان ، كه يكى از معانى آن مار است ، گرفته‌اند . نظير « شيطان الحماطة » كه حماطه نام درختى است كه مى گويند مارهاى بسيارى بر آن زندگى مى كنند . در اين بخش از گفتار على عليه السلام منظور از بقيه‌يى كه از ستمگران باقى مانده است ، معاويه و ياران اوست كه آن حضرت از عهدهء همهء آنان بر نيامده بود و جنگ ميان او و ايشان با تزوير حكميت متوقف شده بود و بعد هم مى فرمايد : اگر خداوند مرا عمر دهد هر آينه بر آنان پيروز خواهم شد و دولت براى من بر ايشان خواهد بود . پس از اين مبحث ابن ابى الحديد بحثى كلامى را كه ميان قاضى عبد الجبار