تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
قريش را خشكسالى و قحطى دشوارى در رسيد . ابو طالب نانخور بسيار داشت و عائله‌مند بود . پيامبر ( ص ) به عباس بن عبد المطلب ، كه از توانگرترين و آسوده‌ترين افراد بنى هاشم بود ، فرمود : اى عباس برادرت ابو طالب عائله‌مند است و مى بينى كه از اين قحطسالى چه بر سر مردم آمده است . بيا برويم و بار او را سبك و از نانخورهاى او بكاهيم . من يك فرد از افراد خانواده‌اش را بر عهده مى گيرم و تو فرد ديگرى را بر عهده بگير و هزينه آن دو را از او كفايت كنيم . عباس گفت : آرى . آن دو پيش ابو طالب رفتند و به او گفتند : مى خواهيم از بار تو و نانخورهاى تو بكاهيم تا اين سختى كه مردم گرفتار آن شده‌اند بر طرف شود . ابو طالب گفت : عقيل را براى من بگذاريد و هر چه مى خواهيد بكنيد . پيامبر ( ص ) على را گرفت و او را به خانهء خود برد و عباس جعفر را ، كه خدايش از او خشنود باد ، به خانهء خود برد ، و بدينگونه على بن ابى طالب عليه السلام همواره تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) را خداوند به رسالت بر انگيخت با او بود و على ( ع ) از رسول خدا پيروى كرد و آن حضرت را تصديق و به پيامبرى او اقرار كرد . جعفر هم همواره در خانهء عباس بود ، تا آنگاه كه مسلمان و از عباس بى نياز شد . طبرى مى گويد : همچنين ابن حميد براى ما از سلمه ، از محمد بن اسحاق ، حديث كرد كه مى گفته است : هرگاه وقت نماز مى رسيد پيامبر ( ص ) به دره‌هاى مكه مى رفت و على بن ابى طالب عليه السلام هم با او مى رفت و اين كار از ابو طالب و ديگر عموهايش پوشيده انجام مى شد و آن دو همانجا نمازهاى خود را مى گزاردند و چون شب مى شد باز مى گشتند و اين كار مدتها و تا هنگامى كه خداوند مقرر فرموده بود صورت مى گرفت . سپس ابو طالب آنان را در حالى كه نماز مى گزاردند ديد و به پيامبر ( ص ) گفت : اى برادر زاده اين چه آيينى است كه مى بينم به آن گرويده‌اى فرمود : اى عموجان اين آيين خدا و فرشتگان و پيامبران او و آيين پدرمان ابراهيم است . يا فرموده است : و خداوند مرا با اين آيين به پيامبرى به سوى بندگان گسيل فرموده است . و تو اى عمو سزاوارترين كسى هستى كه من نصيحت را بر او ارزانى دارم و او را به هدايت فرا خوانم و سزاوارترين كسى هستى كه بايد تقاضاى مرا بپذيرد و مرا بر آن كار يارى دهد . ابو طالب گفت : اى برادرزاده اينك نمى توانم كه از آيين خود و پدرانم و آنچه ايشان بر آن بوده‌اند جدا شوم ، ولى به خدا سوگند