خانه را خانهيى فرخنده قرار مى دهم كه فرزندان تو ژوليده موى و خاك آلوده بر شتران و مركوبها از هر درهء ژرف آهنگ آن مى كنند و با صداى بلند و فرياد تلبيه و تكبير مى گويند و هر كس قصد زيارت آن خانه كند و چيز ديگرى جز آن را اراده نكند و به ديدار من آيد و خود را ميهمان من بداند ، نيازش را بر مى آورم و بر عهده شخص كريم است كه ميهمانان و كسانى را كه به حضورش مى آيند گرامى دارد . اى آدم تا هنگامى كه زندهاى آن را آباد دار و سپس امت ها و نسلها و پيامبران از ميان فرزندانت امتى پس از امتى و نسلى پس از نسلى آن را آباد مى دارند . گويد : سپس خداوند به آدم فرمان داد به سوى بيت الحرام كه براى او آن را از آسمان به زمين آورده است برود و بر آن طواف كند ، همانگونه كه فرشتگان را ديده است كه بر گرد كعبه طواف مى كنند . خانهء كعبه در آن هنگام از مرواريد يا ياقوت بود و چون خداوند قوم نوح را غرق كرد ، آن را بر آسمان برد و اساس آن باقى ماند و خداوند محل آن را براى ابراهيم عليه السلام مشخص ساخت و او آن را بنا كرد .
[ ابن ابى الحديد سپس در شرح جمله « فاعتبروا به حال ولد اسماعيل و بنى اسحاق و بنى اسرائيل عليهم السلام . . . » چنين آورده است ] : ممكن است كسى بگويد : كسى از فرزندان اسحاق و فرزندان يعقوب - بنى اسرائيل - را نمى شناسم كه خسروان و سزارها آنان را از مناطق خوش آب و هوا و مراكز زندگى به صحرا و جاى رستن علف درمنه تبعيد كرده باشند ، مگر يهوديان خيبر و نضير و بنى قريظة و بنى قينقاع كه اينان گروههاى اندكى هستند و بشمار نمى - آيند . وانگهى از فحواى خطبه چنين بر مى آيد كه مقصود ايشان نيستند ، زيرا مى فرمايد : آنان را به حال پشم ريسى و كرك ريسى رها كردند و يا ساكن خانههاى گلى و كلوخ شدند . در حالى كه ساكنان خيبر و بنى قريظه و بنى نضير داراى حصارها و برجها بودند و خلاصه آنكه كسانى كه خسروان و قيصرها آنان را از مناطق سبز
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨٠