آن نداشت كه به فرعون درباره آن دو چيزى بگويد . موسى و هارون به نگهبانان و كسانى كه بر در كاخ بودند مى گفتند : « ما فرستادگان پروردگار جهانيان به سوى فرعون هستيم » ، تا آنكه سر انجام دلقك فرعون كه او را مى خنداند و با او شوخى مى كرد ، گفت : اى پادشاه مردى بر در كاخ ايستاده و سخنى شگفت و بزرگ مى گويد و مى پندارد او را خدايى غير از تو است . فرعون با شگفتى پرسيد : بر در كاخ من گفت : آرى . فرعون گفت : او را بياوريد . موسى ( ع ) در حالى كه عصايش را در دست داشت و برادرش هارون همراهش بود وارد شد و گفت : من فرستاده و رسول پروردگار جهانيان به سوى تو هستم و سپس تمام خبر را نقل كرده است .
اگر بپرسى چه خاصيتى در پشم و پشمينه پوشى است و چرا صالحان آن جامه را بر غير آن ترجيح مى دهند مى گويم : در خبر وارد شده است كه چون آدم به زمين هبوط كرد نخستين جامه كه پوشيده از پشم گوسپندى بود كه خداوند برايش فرستاد و فرمانش داد آن را بكشد ، گوشتش را بخورد و پشمش را بپوشد - كه آدم از بهشت برهنه بر زمين آمده بود . آدم آن گوسپند را كشت ، حواء پشم آن را رشت و دو جامه فراهم شد ، يكى را آدم پوشيد و ديگرى را حواء و بدين سبب شعار اوليا پوشيدن جامه پشمينه شد و صوفيه هم به همين كلمه منسوبند .
[ ابن ابى الحديد ضمن شرح اين جمله كه مى فرمايد : « سپس خداوند به آدم عليه السلام و فرزندانش فرمان داد كه آهنگ آن سرزمين - مكه و بيت الحرام - كنند » ، چنين مى نويسد ] : اگر بپرسى مگر بيت الحرام به روزگار آدم عليه السلام موجود بوده است كه خداوند به آدم ( ع ) و فرزندانش فرمان دهد كه آهنگ آن كنند و حج گزارند مى گويم : آرى ارباب سيره و مورخان اينچنين روايت كردهاند . از جمله ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در تاريخ خود از ابن عباس نقل مىكند كه چون خداوند متعال آدم را بر زمين فرو فرستاد به او وحى فرمود كه مرا در زمين و برابر عرشم حرمى است . آنجا برو و براى من خانهيى بساز . و برگرد آن طواف كن ، همانگونه كه ديدى فرشتگان بر گرد عرشم طواف مى كنند ، و آنجاست كه من دعاى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٧٨