ترا و دعاى فرزندانى از ترا كه بر گرد آن طواف كنند بر مى آورم .
آدم عرضه داشت : بار خدايا من ياراى ساختن آن را ندارم كه جاى آن را نمى دانم .
خداوند فرشتهيى را براى او آماده و همراه ساخت و آن فرشته آدم را به سوى مكه برد . آدم در طول راه هرگاه سرزمينى خرم مى ديد ، كه او را از آن خوش مى آمد ، به فرشته مى گفت همانجا فرود آيد تا خانه را بسازد و فرشته مى گفت جايگاه آن خانه اينجا نيست ، تا آنكه او را به مكه آورد و آدم خانه كعبه را از سنگهاى پنج كوه ، كه عبارتند از طور سيناء و طور زيتون و لبنان و جودى و حراء بنا نهاد و پايههاى اصلى خانه را از سنگهاى كوه حراء قرار داد . و چون از آن فراغت يافت فرشته او را به عرفات برد و همهء مناسك را بدانگونه كه امروز مردم انجام مى دهند به او آموخت . آنگاه او را به مكه باز آورد و هفت بار برگرد كعبه طواف كرد و به سرزمين هند برگشت و در گذشت .
همچنين طبرى در تاريخ روايت مىكند كه آدم از سرزمين هند چهل بار پياده حج گزارد . و نيز روايت شده است كه كعبه از آسمان فرود آمده و از ياقوت يا مرواريد - طبق اختلاف روايات - بوده و بر همان صورت هم باقى مانده است ، تا آنكه به روزگار نوح عليه السلام ، زمين با گناهان تباه شد و طوفان آمد و كعبه بر آسمان شد و ابراهيم عليه السلام اين بنا را بر پايه همان بناى قديمى بنا نهاد .
همچنين طبرى از وهب بن منبه روايت مىكند كه آدم ( ع ) پروردگار خويش را فرا خواند و عرضه داشت : بار خدايا آيا در اين زمين تو كس ديگرى جز من نيست كه ترا در آن تسبيح گويد و تقديس كند خداوند فرمود : همانا به زودى گروهى از فرزندانت را چنان قرار مى دهم كه در زمين مرا ستايش و تقديس كنند و به زودى آنجا خانههايى قرار مى دهم كه براى ياد كردن من بر افراشته مىشود كه خلق من در آن مرا تسبيح مى گويند و نام من در آنها برده مىشود . و به زودى يكى از آن خانهها را به كرامت خويش ويژه مى كنم و به نام خويش اختصاص مى دهم و آن را خانهء خود مى نامم و جلال و عظمت خويش را در آن جلوهگر مى سازم و با آنكه در همه چيز موجود و جلوهگرم ، آن خانه را حرم امن قرار مى دهم كه به حرمت آن هر كس و هر چيز كه برگرد آن و فرود و فراز آن است محترم خواهد بود . هر كس به پاس حرمت من حرمت آن خانه را بدارد سزاوار كرامت من خواهد بود و هر كس اهل آن سرزمين را به وحشت اندازد و حرمت مرا بشكند سزاوار خشم من خواهد بود . و آن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٧٩