و خرم به صحرا راندهاند و اهل پشم و كرك شدهاند ، فرزندان اسماعيل ( ع ) هستند نه فرزندان اسحاق و يعقوب عليهما السلام .
پاسخ اين اعتراض چنين است كه مقصود على عليه السلام . در اين جمله دقت به حال ايشان است چه مغلوب باشند و چه غالب . مغلوبان و شكست خوردگان فرزندان اسماعيل و غالبان و چيرهشدگان فرزندان اسحاق و بنى اسرائيل هستند ، زيرا خسروان از فرزندان اسحاق هستند و بسيارى از اهل علم نوشتهاند كه ايرانيان از فرزندان اسحاق هستند و قيصرها هم از نسل همان بزرگوارند زيرا روميان فرزند زادگان عيص پسر اسحاق هستند ، و بدين صورت ضمائرى كه پس از تشتت و تفرق آمده است به بنى اسماعيل بر مى گردد .
و اگر بگويى بنى اسرائيل را در اين موضوع چه دخالتى بوده است مى - گويم : در آن هنگام كه ايشان پادشاهان شام بودند و به روزگار اجاب و ديگر پادشاهان آنان چند بار با اعرابى كه فرزندزادگان اسماعيل بودند جنگ كردند و ايشان را از سرزمين شام بيرون راندند و وادار به اقامت در صحراى حجاز كردند . و تقدير سخن على عليه السلام اين است كه از احوال فرزند زادگان اسماعيل با فرزندزادگان اسحاق و اسرائيل پند بگيريد و در آغاز سخن بطور عموم از آنان نام برده و سپس تخصيص فرموده و گفته است : خسروان و قيصران كه همگان در زمرهء فرزندزادگان اسحاق هستند ، و همه بنى اسرائيل را تخصيص نداده است ، از اين جهت كه اعراب پادشاهانى را كه از اعقاب يعقوب بودند نمى شناختند و لازم نبوده است كه على عليه السلام در اين خطبه نامهاى ايشان را بياورد ، بر خلاف فرزند زادگان اسحاق كه اعراب پادشاهان ايشان - يعنى ساسانيان و روميان - را مى شناختهاند .
[ در همين خطبه به مناسبت آنكه سخن از دختركان زنده بگور شده آمده است ابن ابى الحديد بحث زير را در آن باره آورده است كه از لحاظ اجتماعى و اطلاع از اسباب آن بسيار سودمند است ] .
فصلى درباره انگيزههايى كه اعراب را به زنده بگور كردن دختران وا داشت :
در مورد « بنات موءودة » چنين بوده است كه قومى از اعراب دختران را زنده