تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بميرد . و سپس گروهى از بنى تميم از او پيروى كردند و خداوند متعال به طريق سرزنش و ريشخند مى فرمايد : « هنگامى كه از دختران زنده به گور شده سوال شود كه به چه گناهى كشته شدند » و حاكى از توبيخ كسى است كه آن كار را انجام داده است . نظر آيهء 116 سوره مائده كه خطاب به عيسى ( ع ) است كه « آيا تو به مردم چنين گفته اى » و از اشعار گزيده فرزدق در هجو جرير اين ابيات است : « مگر نمى بينى كه ابو معبد زرارة از قبيله ما يعنى بنى دارم است و آن كسى كه از زنده به گور كردن دختران منع كرد و فرزند را زنده نگه داشت و او را به خاك نسپرد از ماست . . . » و در حديث است كه صعصعة بن ناجية بن عقال ، چون به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد ، و گفت : اى رسول خدا من در دورهء جاهلى كار پسنديده انجام مى دادم . آيا آن كارها امروز براى من پاداش و ثوابى دارد رسول خدا فرمود : چكار كرده‌اى گفت : دو ناقهء خود را كه ده ماهه باردار بودند گم كردم . سوار شتر نرى شدم و به جستجوى آن دو پرداختم خانه‌يى دور افتاده به نظرم رسيد آهنگ آنجا كردم . ناگاه پير مردى را ديدم كه كنار خانه نشسته است . از او درباره آن دو ناقه پرسيدم . گفت : چه داغ و نشانى دارند گفتم : داغ ميسم بنى دارم . گفت : آن دو پيش من هستند ، و خداوند گروهى از خويشاوندان ترا از قبيله مضر با آن دو زنده ساخت . من نشستم تا آن دو ناقه را براى من بياورد . در همين هنگام پير زالى از درون خانه بيرون آمد . آن مرد به او گفت چه زاييد اگر پسر است در اموال خود ما شريك باشد و اگر دختر است است او را زنده بگور كنيم . آن زن گفت : دختر زاييد . من به آن مرد گفتم : آيا اين نوزاد را مى فروشى گفت : مگر اعراب فرزندانشان را مى فروشند من گفتم : آزادى او را نمى خرم بلكه زندگى او را مى خرم . گفت : به چند مى خرى گفتم : هر چه شما مى گوييد . گفت : به دو ناقه و يك شتر نر ، گفتم : باشد ، به شرطى كه اين شتر نر من و نوزاد را به خانه‌ام ببرد . گفت : باشد فروختم . و من آن نوزاد دختر را از او به دو
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 283 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى