تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
گفت : از ميان زنان خود چهار تن را انتخاب كن و شش تن ديگر را طلاق بده . او چنان كرد و به روزگار حكومت عمر چهار زن خود را طلاق داد و اموالش را ميان پسران خود تقسيم كرد . چون اين خبر به عمر رسيد او را احضار كرد و گفت : گمان مى كنم شيطان از راه استراق سمع خبر مرگ ترا شنيده و آن را به تو الهام كرده است و مى پندارى كه جز مدتى كوتاه زنده نخواهى ماند . به خدا سوگند ، بايد به زنان خود رجوع كنى و حتما اموال خود را پس بگيرى و گرنه ميزان ميراث زنان را از اموالت مى گيرم و به آنان مى دهم و فرمان خواهم داد كورت را همچون گور « ابو رغال » سنگسار كنند . حواله‌يى به عمر تسليم شد كه تاريخ پرداخت آن ماه شعبان بود . عمر گفت : كدام ماه شعبان شعبانى كه گذشته يا شعبانى كه در آن هستيم سپس اصحاب پيامبر ( ص ) را جمع كرد و گفت : براى مردم تاريخى وضع كنيد كه ملاك كارشان قرار گيرد ، يكى از ايشان گفت : تاريخ روم را ملاك قرار دهيد . گفتند : طولانى است و از روزگار ذوالقرنين نوشته شده است . ديگرى گفت : بر مبناى تاريخ ايرانيان بنويسيد : گفتند : ايرانيان هر پادشاهى كه قيام مىكند تاريخ پيش از او را رها مى كنند . على - عليه السلام فرمود : تاريخ خود را از هنگامى قرار دهيد كه پيامبر ( ص ) از خانه شرك [ مكه ] به خانه نصرت [ مدينه ] كه جايگاه هجرت است ، هجرت كرد . عمر گفت چه نيكو اشارتى كردى و مبناى تاريخ هجرت پيامبر ( ص ) قرار گرفت و در آن هنگام دو سال و نيم از خلافت عمر گذشته بود . مورخان گفته‌اند : عمر نخستين كسى است كه نمازهاى مستحبى [ تراويج ] ماه رمضان را به صورت جماعت معمول كرد و براى اين موضوع به شهرها هم نوشت و او بود كه در مورد باده گسارى هشتاد تازيانه زدن را اجراء كرد و خانه رويشد ثقفى را كه باده فروشى مى كرد آتش زد و به تن خويش در آن مورد قيام كرد و نخستين كسى است كه تازيانه برگرفت و با آن ادب كرد و پس از او گفته شده است