تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مىكند مگر كسانى كه توبه ايشان ثابت شده است و آنان سه نفرند .

خطبه ( 213 )

از سخنان على عليه السلام هنگامى كه از كنار جسد طلحة بن عبيد الله و عبد الرحمان بن عتاب بن اسيد كه در جنگ جمل كشته شده بودند عبور كرد اين خطبه چنين آغاز مىشود لقد اصبح ابو محمد بهذا المكان غريبا اما و الله لقد كنت اكره ان تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب . » « همانا كه ابو محمد [ طلحه ] در اين جايگاه غريب در افتاده است . همانا به خدا سوگند ، خوش نميداشتم كه قريش كشتگان زير شكم هاى ستارگان درافتند » .

عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد

او عبد الرحمن بن عتاب بن اسيد بن ابى العبص بن اميه بن عبد شمس است . او از اصحاب نيست و در زمره تابعان شمرده مىشود . پدرش از مسلمانانى است كه در فتح مكه مسلمان شده است ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) از مكه براى رفتن به حنين بيرون آمد عتاب را كارگزار مكه فرمود . او تا هنگام رحلت پيامبر ( ص ) امير مكه بود و پس از آن هم در تمام مدت خلافت ابو بكر صديق آن سمت را داشت . و او و ابو بكر در يك روز مردند و هيچ كدام از مرگ ديگرى آگاه نشد . عبد الرحمان پسر عتاب همان كسى است كه چون امير المومنين على عليه السلام از كنار جسدش كه در جنگ جمل كشته شده بود عبور كرد خطاب به او فرمود : تاسف و اندوه من در مورد توست اى سالار قريش . اين جوانمرد جوانمردان و خرد ناب خاندان عبد - مناف بود . گروه خودم را كشتم و نفس خود را تسكين بخشيدم ، از مشكلات و گرفتاريهاى خودم به خدا شكايت ميكنم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 164 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى