افراد ديگر گاهى مورد تعظيم قرار ميگرفتند و همان تعظيم در نظرشان بسيار پر ارزش بود . مردم درباره اينكه كداميك از اين ستايشها بزرگتر است اختلاف نظر دارند .
من به نقيب گفتم در كتاب البصائر ابو حيان توحيدى مطلبى خواندم كه با اين گفتگوى ما مناسب است . توحيدى در فصل پنجم آن كتاب ميگويد : از قاضى - القضاة ابو سعد بشر بن حسين كه در جدل و مباحثه از او تواناتر نديده بودم ضمن مناظرهيى كه ميان او و ابو عبد الله طبرى صورت گرفت و سخن درباره جناب جعفر بن ابى طالب و اسلام او و مقايسه فضيلت او و برادرش على ( ع ) بود چنين شنيدم كه بشر بن حسين ميگفت : چون به دقت نظر شود دانسته مىشود كه مسلمان شدن جعفر پس از رسيدن به سن بلوغ بوده است و اسلام آوردن شخص بالغ پس از استبصار و آشكار ساختن و شناخت صورت ميگيرد و بايد براى او ناپسندى آيينى كه در اوست و پسنديده بودن آيينى كه ميخواهد وارد آن شود روشن شده باشد و حال آنكه سن على به هنگامى كه مسلمان شده است مورد اختلاف است و چنين به نظر ميرسد كه مسلمانى على از راه تلقين بوده است نه اينكه خود موضوع را روشن كرده باشد و حد اكثر اين است كه مسلمان شدن على ( ع ) در اوان بلوغ اوست . اين هم معلوم است كه هر دو كشته شدهاند و به طور قطع كشته شدن جعفر شهادت در جنگ موته است و حال آنكه در موضوع قتل على بسيار اختلاف نظر است . وانگهى خداوند متعال نسبت به جعفر اين عنايت را مبذول فرموده كه پيش از ظهور اختلاف هرج و مرج و اضطراب ريسمان وحدت او را به بهشت برده است ، و بر فرض كه اجماع بر اين قرار گيرد كه كشته شدن جعفر و على هر دو شهادت بوده است باز حالت جعفر به مراتب برتر و بزرگتر است كه او در حال پيشروى در جنگ و بدون آنكه پشت به جنگ كند شهيد شده است و على غافلگير گرديده و بدون آنكه بداند آهنگ كشتن او شده است و تفاوت و فاصله زيادى است ميان كسى كه ناگهان با مرگ غافلگير شود و كسى كه چنگالهاى مرگ را به چشم خويش و روياروى ببيند و با سينه و گلوى خود از آن استقبال كند و با ايمان و راستى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٥٩