تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
على عليه السلام پس از شورا و بيعت با عثمان ايراد كرده است و هيچ كس از ياران معتزلى ما در اينكه على عليه السلام در آن مورد دردمندانه دادخواهى كرده است ترديدى ندارد و بيشتر ياران ما خوش ندارند كه امثال اين سخنان را بر تظلم و تألم آن حضرت از روز سقيفه حمل نمايند . ابن ابى الحديد سپس براى اثبات اين نظريه خود وارد مبحثى كلامى آميخته با جدل مىشود و اصرار ميورزد كه نص آشكارى در آن مورد نبوده است و با اشاره به ستيز و دشمنى قريش كه از كينه‌هاى جنگهاى بدر و حنين سرچشمه ميگرفته است و احتمال از ميان رفتن كلمه توحيد و اسلام ميرفته است كارى را كه صحابه در مورد حكومت انجام دادند از عنايات خداوند متعال ميداند و سپس موضوع ويژه‌يى را طرح مىكند كه جنبه تاريخى دارد و به شرح زير است . ]

فصلى در اينكه اگر جعفر و حمزه زنده ميبودند حتما با على بيعت ميكردند

از ابو جعفر نقيب ، يحيى بن محمد بن ابى يزيد ، كه خدايش رحمت كناد پرسيدم آيا معتقدى كه اگر حمزه و جعفر زنده ميبودند پس از رحلت رسول خدا ( ص ) با على ( ع ) به خلافت بيعت ميكردند گفت : آرى ، سرعت آن دو در بيعت با على سريع تر از شعله‌ور شدن آتش در بوته خارهاى بيابانى بود . به او گفتم : من گمان ميكنم كه جعفر از على پيروى و با او بيعت ميكرد ولى در مورد حمزه چنين گمانى ندارم كه او را مردى سرفراز و گردنكش و قوى نفس و خود - محور و دلاورى ستيزه‌گر كه كس را يارى پيروزى بر او نبوده است ميبينم . وانگهى سن او بيشتر و عموى على بوده و آثار او در جهاد معروف تر است و خيال ميكنم براى خود در جستجوى خلافت بر ميآمد . نقيب گفت : موضوع در مورد اخلاق و سجاياى او همين گونه است كه گفتى