شود . و هرگز تصور نمى كرد كه كار آن چنان با شتاب و ناگهانى و در آن هنگامه فتنه صورت گيرد و حتى با او و عباس مشورت نشود و با هيچيك از بنى هاشم رايزنى نكنند . آرى ، اگر على ( ع ) تصور و بيم آن را داشت كه حكومت از دستش بيرون مى رود و اگر پشت درهاى بسته و ديوار با او بيعت نشود حكومت را از دست مىدهد خلاف تدبير رفتار كرده بود و حال آنكه على عليه السلام نيت خود و آنچه را در دل دارد آشكارا اظهار مى دارد و مى گويد ، مگر كسى غير از من در آن طمع بسته است سپس نيز فرمود « من دوست ندارم اينجا با من بيعت شود بلكه دوست مى دارم كاملا آشكار صورت گيرد » و بى پرده و آشكارا فرمود كه بيعت كردن با خود را به صورت پوشيده و پشت ديوارها و پردهها ناپسند مىداند و واجب است آشكارا و در حضور مردم با او بيعت شود .
همان گونه كه پس از كشته شدن عثمان همين كه از او خواستند در خانهاش با او بيعت كنند ، فرمود : « نه ، بايد در مسجد باشد » به هر حال على ( ع ) نه علم داشت و نه به خاطرش مى گذشت كه روزگار چه انديشهيى در سر دارد و اينكه در آن هنگام موضوعى اتفاق مى افتد كه عاقلان و انديشمندان احتمال وقوع آن را نمى داند .
ديگر از دستاويزهاى آنان اين سخن است كه على عليه السلام پس از بيعت ابو بكر هم در طلب حق و خلافت خود كوتاهى كرد ، زيرا از بنى هاشم و بنى اميه و مردم ديگر چندان گرد او جمع شده بودند كه مى توانست شروع به ستيز و مطالبه خلافت كند و در اين كار كوتاهى كرد نه از بيم كه او شجاع ترين افراد بشر است ولى به سبب ضعف رأى و سستى تدبير چنان كرد و به همين سبب « كامليه » او و صحابه را تكفير كردند و گفتند « صحابه كافر شدند از اين جهت كه بيعت با على را ترك كردند و على كافر شد از اين جهت كه ستيز و جنگ با آنان را رها كرد » .
پاسخ اين اعتراض بر طبق مذهب ما اين است كه در مورد على عليه السلام نصى وجود نداشت و على ( ع ) با توجه به افضليت و قرابت [ با پيامبر ] و پيشگامى و جهاد و خصائص ديگر مدعى حكومت بود . پس از اينكه بيعت با ابو بكر صورت
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٩