آسان گيرى و گذشت كند .
ديگر از دستاويزها شبههيى است كه خوارج به آن دامن زدند و گفتند « او مرتكب كارى شده است كه مطابق با تدبير صحيح نبوده است . اعتراض نخست آنان در اين مورد چنين بود كه مى گفتند : على در مورد دين خدا و احكام آن مردان را حكم قرار داده است و حال آنكه خداوند متعال مى فرمايد « حكم جز براى خداوند نيست » . و اعتراض دوم ايشان آن بود كه مى گفتند : نشانههاى غلبه و پيروزى بر معاويه براى على عليه السلام آشكار شده بود و چيزى نمانده بود كه گريبانش را به چنگ آورد و تصميم در آن مورد را رها كرد و به حكميت روى آورد . خوارج گاهى هم مى گفتند : تسليم شدن على ( ع ) به حكميت دليل شك و ترديدش در كار خود مى باشد . همچنين مى گفتند : چگونه به حكميت ابو موسى تن در داد و حال آنكه ابو موسى به سبب جلوگيرى از شركت مردم كوفه در جنگ جمل از نظر على تبهكار بود از آن گذشته چگونه حكميت عمرو بن عاص را كه تبهكارترين تبهكاران بود پذيرفت .
پاسخ به اين اعتراض چنين است : نخست آنكه تعيين حكم و برگزيدن مردان براى حكميت در كارهاى شرعى مانعى ندارد كه خداوند متعال در مورد اختلاف ميان زن و شوهرش به اين كار فرمان داده و فرموده است « اگر از ناسازگارى ميان آن دو بيم داشتيد حكمى از كسان شوهر و حكمى از كسان زن گسيل داريد » و در مورد تعيين ميزان كفاره صيد نيز فرموده است « چيزى كه بر آن دو عادل از ميان شما حكم كنند » اما اينكه گفتهاند ، على ( ع ) چگونه پس از آشكار شدن نشانههاى پيروزى تصميم ادامه جنگ را رها كرد ، اخبار متواتر رسيده است كه شاميان همين كه نشانه پيروزى عراقيان و مشرف شدن معاويه و يارانش را بر هلاك ديدند و ناچار قرآنها را برافراشتند ياران على ( ع ) با اين كار فريب خوردند و گفتند ديگر براى ما پافشارى در جنگ با آنان جايز نيست و هيچ كارى جز سلاح بر زمين نهادن و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٦