تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
اما در مورد عمرو عاص ، با توجه آشكار بودن فسق او ، على ( ع ) هرگز به [ حكميت ] او راضى نبوده است و اين معاويه دشمن و مخالف على است كه عمرو را به حكميت برمى گزيند ، على او را ناخوش مى داشت و حكم او را هم نپذيرفت . گفته شده است ابن عباس ، كه خدايش رحمت كناد به اين اعتراض خوارج پاسخ داده و به آنان گفته است است : در آن مورد كه خداوند فرموده است « حكمى از كسان شوى و حكمى از كسان زن گسيل داريد » . اگر زن يهودى باشد و حكمى يهودى گسيل دارد بايد از اين موضوع خشمگين شويم اما در مورد ابو موسى هم چنان بود كه امير المومنين عليه السلام او را خوش نمى داشت و تصميم گرفت ابن عباس را به جاى او بگمارد ، اصحابش نپذيرفتند و گفتند : نبايد هر دو حكم از قبيله مضر باشد على فرمود : در اين صورت اشتر حكم باشد . گفتند : مگر اين آتش جنگ را كسى جز او بر افروخته و مگر فرمانروايى اشتر كار را به اينجا كه مى بينى نكشانده است كسى جز ابو موسى نبايد باشد . على ( ع ) نپذيرفت آنان هم از او نپذيرفتند . آنان ابو موسى را ستودند و گفتند : با انتخاب او راضى نخواهيم شد و على ( ع ) به ناچار و با اظهار اندوه او را حكم قرار داد . ديگر از سخنان ايشان اين است كه به هنگام رحلت پيامبر ( ص ) هنگامى كه عباس به على گفت « دست فراز آر تا با تو بيعت كنم و مردم بگويند عموى پيامبر ( ص ) با پسر عموى پيامبر بيعت كرد و دو نفر هم در مورد تو اختلاف نخواهد كرد » ، نپذيرفت و اين ترك رأى و تدبير [ درست ] بود . على فرمود « مگر ممكن است كسى جز من بر خلافت طمع بندد » و در همان هنگام بانگ غوغا و هياهو را بر در خانه شنيد كه مى گفتند : با ابو بكر بيعت شد . پاسخ به اين اعتراض اين است كه صواب و فساد رأى در اين گونه موارد به آنچه كه گمان غالب بر آن قرار دارد استوار است و ترديد نيست كه به گمان على عليه السلام نمى گذشت كه كس ديگرى جز او را براى خلافت برگزينند و ترجيح دهند و اين به سبب امورى بود كه پيامبر ( ص ) آن را آماده فرموده بود و على ( ع ) توهم ديگرى نداشت جز اينكه منتظر اويند تا از خانه بيرون آيد و در انجمن حاضر شود . شايد به ذهن على ( ع ) فقط اين چنين خطور مى كرد كه او خودش خليفه است يا آنكه با او مشورت خواهد شد كه خلافت به چه كسى واگذار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 98 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى