تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مصر نوشت و او همراه مصريان حركت كرد تا آنكه نامه عثمان به عبد الله بن سعد بن ابى سرح در مورد محمد بن ابى بكر و مصريان نوشته شد و اين موضوع معروف است و آنان همگى برگشتند و كشته شدن عثمان بدان گونه صورت گرفت . بنابراين ، بهترين انديشه و تدبير امير ساختن محمد بن ابى بكر بر مصر بوده است كه ميل مصريان در مورد حكومت او و ترجيح دادن او را بر ديگران واضح و آشكار بود . وانگهى با توجه به خصال پسنديده‌اى كه در او بود شايسته و سزاوار حكومت مصر بود و گمان قوى مى رفت كه همه مصريان بر اطاعت از او هماهنگ شوند و بر محبت او يكدل و بر يارى دادنش فرمانبردار باشند . متأسفانه كار را بر او تباه ساختند و چندان نگرانى پيش آوردند كه كار آن چنان شد و بر اين كار نمى - توان بر امير المومنين على ( ع ) خرده گرفت كه امام و رهبر در امور طبق مصلحتى كه گمان مىكند عمل مىكند و غيب را جز خداوند متعال كسى نمى داند . پيامبر ( ص ) در جنگ موته جعفر و زيد و عبد الله بن رواحه را امير قرار داد كه هر يك پس از ديگرى كشته شدند و لشكر مسلمانان گريخت و با بدترين حال به مدينه برگشتند آيا كسى را شايد كه بر پيامبر ( ص ) در اين مورد خرده بگيرد و بر تدبيرش طعنه زند ديگر از دستاويزهاى آنان اين سخن ايشان است كه جماعتى از اصحاب على عليه السلام از او جدا شدند و به معاويه پيوستند نظير عقيل بن ابى طالب برادرش و نجاشى شاعرش و رقبة بن مصقله يكى از سران و سرشناسان يارانش ، و اگر نه اين بود كه على ( ع ) آنان را به وحشت انداخته و دلجويى نكرده بود از او جدا نمى شدند و به دشمنش نمى پيوستند و اين كار مخالف حكم سياست است و مخالف با به دست آوردن دلهاى ياران و رعيت است . پاسخ به اين اعتراض اين است كه اولا ما منكر اين موضوع نيستيم كه همه كسانى كه به حطام دنيا و زر و زيورش گرايش داشتند و لذت و خوشى اين جهانى را هدف قرار داده بودند به معاويه گرايش داشتند معاويه‌اى كه هر نعمت پسنديده را ريخت و پاش مى كرد و آرزوهاى اين جهانى را برمى آورد و تمام خراج مصر