للمشترى و ان علا او ابناء ان نزل او واحدة من المحرمات عليه نسباً او رضاعاً و كذا المرأة فى العمودين فينعتق عليه او ملكه او يكون المشترى كافراً و العبد مسلماً او يكون العبد موقوفاً و لو ملك احد الزوجين صاحبه
شرح
و گرنه مالك اوّلى مىتواند اقدام كند و كنيز را به ملك خود بازگرداند .
ج : عبدى كه خريدارى شده پدر مشترى باشد يا جدّ وى و لو جدّ دوّم يا سوم و . . . باشد كه به محض خريدارى قهراً و جبراً عليه مشترى منعتق مىشود .
د : عبدى را كه خريده پسر مشترى باشد و يا فرزند فرزند او باشد كه قهراً آزاد مىشود .
ه : و يا يكى از محرّمات نسبى از قبيل خواهر و خاله و عمّه و دائى و عمو و . . .
و يا يكى از محرّمات رضاعى مثل مادر رضاعى - خواهر رضاعى و . . . را خريده باشد كه فوراً آزاد مىشوند و ملك مشترى بر آنها مستقر نمىشود .
و : و هكذا اگر كنيزى كه خريده مادر مشترى باشد كه فوراً آزاد مىشود و پدر و مادر انسان را عمودين گويند .
ز : يا اينكه مشترى كافر باشد و عبد مسلمانى را بخرد بازهم ملك او مستقرّ نشده و مجبور مىشود به آزادى يا فروختن به مسلمان ديگر .
ح : و يا عبدى كه خريدارى شده وقف براى خدمتى باشد مثل خدمت در فلان حرم يا مكان مقدس و . . . اين نيز فوراً بازگردانده مىشود به همان خدمت و ملكيت مشترى بر او مستقرّ نمىشود .
3 - هرگاه يكى از زن و شوهر برده باشد و ديگرى آزاد و آنكه آزاد است اين را كه عبد يا امه است خريدارى كند ملكيت او مستقر خواهد بود و نكاح آنها خود به خود باطل مىشود [ چون در كتاب نكاح خواهد آمد كه به نص قرآن حلال بودن زن و مرد به صورت منفصلهء مانعة الجمع يا از راه نكاح است و يا ملكيّت و جمع بين آن دو نشايد ] .