خاست سقط من الثنايا بحسابه و المحاقلة حرام و كذا المزابنة الّا العريّة و يجوز ان يتقبل احد الشريكين بحصّة صاحبه به وزن معلوم و من مرّ بثمرة نخل لا قصداً جاز ان يأكل من غير استصحاب و لا اضرار .
شرح
مىخواهد غبن را از خود دفع كند و غابن خلاف آن را مىخواهد و در نتيجه با يكديگر تدافع مىكنند اين آن را و آن اين را دفع مىكنند .
14 - از حرمت مزابنه يك مورد استثنا شده و آن عريّه است يعنى شخصى درخت خرمائى در منزل ديگرى دارد و آمد و شد مدام او براى سر زدن و رسيدگى به درخت موجب زحمت صاحب خانه مىشود در اينجا جايز است كه صاحب خانه ميوه آن درخت را خريدارى كرده و بگويد آنچه تو توقع دارى كه از اين درخت عائدت شود مىدهم تا سر زده به خانه من نيائى و اين حكم در غير از درخت خرما هم هست .
15 - جايز است احد الشريكين حصّه رفيقش را در مقابل وزن معلوم تقبل كند منظور اينست كه فرضاً درختان خرما يا درختان ديگرى ميان دو يا چند نفر مشترك هستند در اينجا كلّ ميوهها را تخمين مىزنند بعد دو شريك با هم عقد مىبندند بر اينكه يكى از آن دو حصّهء شريكش را تقبّل كند در مقابل كيل يا وزن معيّنى از خود همان ميوهها .
[ و در اينجا ربا نيست چون در حقيقت مبادله و معاوضه نيست بلكه شبيه قسمت است و قسمت بيع نيست بلكه نوع خاصى از معامله است كه به شرع ثابت شده و برخى آن را صلح نامند ] .
16 - حقّ الماره : جايز است كسى كه از كنار درختان خرما يا ساير ميوهها مىگذرد با اين شرط كه عمداً از آن سوى درختان نرفته براى خوردن ، به قدر حاجت بخورد ولى حق ندارد ضرر و زيانى به ميوههاى مالك وارد كند و نيز حق ندارد قدرى از ميوهها را همراه خود ببرد كه بعداً استفاده كند و اين را در اصطلاح حق المارّه گويند كه شخص مروركننده از ميوههاى ممرور بها حق استفاده دارد .