ان يستثنى حصة مشاعة او نخلا او شجراً معيّنا او ارطالًا معلومة فان
شرح
مانند درخت حنا و توت و چاى كه برگ آنها قابل مصرف باشد .
10 - در خريدوفروش ميوهها و سبزيجات فروشنده مىتواند براى خود حصّهاى از ميوهها را استثنا كند مساوى است كه حصّهء مشاع باشد مثلًا بگويد ميوهها مال من باشد و يا حصّهء معين باشد مثل يك من يا ده من و يا ده رطل مثلًا [ كه نام پيمانهايست و مكرّر معنا كردهايم ] كما اينكه مىتواند ميوهء درخت معيّنى از درختان ميوه و يا خرماى نخل معينى را براى خود استثنا كند .
11 - در صورتى كه وزن معين يا ارطال معلوم يا حصّهء مشاع را استثناء كرده اگر قدرى از ميوههاى باغ بدون افراط يا تفريط مشترى بلكه به آفتهاى طبيعى فاسد شوند به همان نسبت از سهميّهء استثناشدهء فروشنده هم كم مىشود مثلًا و . . . بستگى به نسبتها دارد .
و امّا در صورتى كه ثمرهء درخت معينى را استثنا كند چنانچه ثمرات كل باغ غير از اين درخت فاسد شود از سهم فروشنده چيزى كاسته نمىشود و اگر تنها ميوههاى همين درخت فاسد شود نيز خسارتى به خريدار وارد نمىشود .
12 - محاقله حرام است : محاقله از حَقْلْ است و حقل جمع حَقلَة است و در لغت به معناى سرزمين و مساحت معيّنى است كه كشت مىشود و در اصطلاح منظور اينست كه خوشههاى گندم را به گندم خالص يا سنبلهاى جو را به جو خالص بفروشند چون احتمال زياده و كمى و ربا در آن وجود دارد .
13 - مزابنه حرام است : مزابنه از مادّه زبن به معناى دفع است و منظور عبارتست از اينكه ميوههائى را كه ظاهر شده و بر درختان است به همجنس خود بفروشند مثلًا انگورهاى باغ را به انگور خالص - خرماها را به خرما و . . . چون احتمال ربا در آن وجود دارد و اين را مزابنه گويند چون معاملهاى است مبتنى بر تخمين و تخمين مقتضى غبن و فريب خوردن است كه بدنبال آن شخص مغبون