متساوية او مختلفة فان اخذ بالقسط تخير المشترى حينئذ و لو زاد
شرح
امّا نامشروع مثل اينكه بگويد اين انگورها را مىفروشم به شرط آنكه شراب بسازى و يا اين چوبها را مىفروشم به شرط آنكه آلت و ابزار قمار يا بت و يا صليب و . . . بسازى .
و امّا غير مقدور مثل اينكه بگويد : اين زراعت و كشت را مىخرم به شرط آنكه سنبل بر آورد كه اين مقدور مالك نيست و كار خدا است و يا اين حيوان را مىخرم به شرط آنكه در آينده حامله شود و يا اگر حامله است گوسالهاش مثلًا نر باشد و . . .
كه حامله شدن ، نر بودن ولد و . . . كار خالق است و مقدور كشاورز نيست .
2 - اگر بنده را بفروشد به شرط آنكه مشترى آزادش كند صحيح است چون شرط هم مشروع است و هم مقدور خريدار .
3 - اگر امور نامشروع و غير جايز را شرط كند كه مثال آورديم و يا عبدى را بفروشد و شرط كند با مشترى كه او را آزاد نكند و يا امهاى را بفروشد و شرط كند با مشترى كه او را وطى نكند و . . . چنين شرطى فاسد و باطل است چون خلاف كتاب خدا و سنّت رسول خدا است .
4 - مقدّمه : شرطى كه خلاف شرع يا غير ممكن باشد بلا اشكال فاسد و باطل است ولى سخن در اينست كه آيا شرط فاسد مفسد عقد هم هست يا خير در اين زمينه دو نظر وجود دارد .
1 - جماعتى بر آنند كه شرط فاسد خودش فاسد است ولى مفسد عقد نيست چون تعدّد مطلوب در كار است يكى ذات العقد و يكى شرط ضمن آن و اگر يك مطلوب حاصل نشد مطلوب ديگر حاصل است .
2 - ولى جماعتى بر آنند كه شرط فاسد مفسد عقد هم هست چون مطلوب واحد است و هو الحق و تفصيل آن را بايد از كتب مفصله جويا شد با حفظ اين مقدمه : علّامه فرموده : هرگاه در ضمن عقد بيع يا عقود ديگر شرطى بياورند كه