و لا بد ان يكون الثمن معلوماً قدراً و وصفاً بالمشاهدة او الصفة و لا يجوز ان يبيع بدينار غير درهم نسيئة و لا نقداً مع جهل نسبته اليه و يشترط ان
شرح
و امّا شروط ثمن : همانطورى كه كالاى فروشى بايد از لحاظ مقدار و اندازه معلوم باشد همچنين بها و قيمت آن هم بايد از لحاظ مقدار و خصوصيات معلوم و مشخص باشد آن هم يا از طريق مشاهده معلوم مىگردد و يا از راه وصف نمودن آقاى مشترى در حدّى كه كاملًا جهالت را مرتفع سازد .
پس اگر ثمن از جهتى از جهات مذكور مجهول بود معامله باطل مىشود .
مسئلة : خريدوفروش متاع به اين صورت كه فروشنده بگويد اين كالا را به تو مىفروشم به قيمت يك دينار مگر يكدرهم [ مىدانيم كه در زمان ائمه ( ع ) ارزش هر دينارى معادل ده درهم بوده و معناى يك دينار منهاى يكدرهم يعنى نه درهم ولى هميشه اين قيمتها مساوى نيست بلكه اى چه بسا نرخ بازار هر روز متفاوت باشد كما اينكه امروزه در مناطق دنيا ارزش دلار هر روز متفاوت است زمانى به تومان ايرانى هر دلار 50 تومان و زمانى صد و زمانى 150 يا به ليرهء سورى مثلا هر دلار 40 ليره و يا 44 ليره و يا كمتر و بيشتر و يا به ليرهء لبنانى هر دلار 500 ليره و يا 600 بود ولى به مجرّد اشغال نظامى كويت توسط عراق هر دلارى معادل با هزار و بلكه هزار و صد ليره شد و . . . ] .
حال چنين معاملهاى شرعاً باطل است البته اگر نسيه بفروشد و سرّ بطلان اينست كه نسبت نرخ درهم بدينار در زمان آينده معلوم نيست و پيوسته بازار در حال تغيير است و امّا اگر نقدى چنين معاملهاى بكند و نسبت درهم بدينار را بداند چنان معاملهاى صحيح خواهد بود و اگر نسبت را نداند بازهم باطل است .
[ مسئلة : اگر در كشورهاى ديگر انسان جنسى را به وزن ناشناخته يا كيل نامعلومى خريدارى كند مثل ايرانيان كه در بلاد عربى به حقّه ، رقيه ، رطل و . . .
معامله مىكنند ولى نسبت اين مقادير را با آنچه مىشناسند نمىدانند كه چه اندازه