و يجوز ابتياع بعض الجملة مشاعاً اذا علمت نسبته و يجوز الاندار للظروف بما يقاربها و يشترط فى كل مبيع ان يكون مشاهداً او موصوفا بما يرفع الجهالة فان وجد على الوصف
شرح
معامله مىشد از قبيل گندم و جو و . . . بايد بتوسط همان پيمانههاى معيّن شناخته باشد .
مثلًا بگويد : صد پيمانه گندم مىفروشم به فلان مبلغ و اجناسى كه از قديم با وزن كردن و كشيدن در ترازو معامله مىشد نظير ميوهجات بايد در مقام فروختن وزن آن معلوم باشد و اجناسى كه بتوسط شمردن مىفروختند نظير تخم مرغ - گردو و . . . بايد از همين طريق معلوم شود و اگر به يكى از سه صورت مذكور مبيع معين نشود معامله غررى بوده و باطل خواهد بود .
مسئلة : هرگاه فرضاً صبرهاى از گندم يا چيز ديگرى باشد مالك مىتواند بعض مشاع از آن مجموع را بفروشد مشروط بر اينكه وزن يا كيل يا شمارهء مجموع آن كالا را بداند و نسبت آن بخش فروخته شده به مجموع را نيز بدانند كه مثلًا نصف آن را بفروشند يا ثلث آن را و يا عُشر و يا . . .
مسأله : شرعاً جايز است كه متاعى را با ظرفش وزن يا كيل كنند [ مثل ظرف روغن و . . . ] آنگاه براى ظرف مبلغى از ثمن بكاهند در حدّى كه تقريباً مطابق واقع باشد چون وزن ظرف دقيقاً مشخص نيست .
2 - هر كالائى را كه مىفروشند و يا مىخرند بايد به يكى از دو صورت باشد :
يا بايد خريدار آن را مشاهده كند و بدين وسيله رفع غرر شود همانند زمين ، منزل مسكونى و . . . و يا اگر مشاهده نكرده فروشنده متاعش را توصيف كند بهگونهاى كه رفع جهالت شود و مقدار ماليت آن كاملًا مشخّص شود آنگاه پس از تحويل به مشترى اگر متاع را واجد آن اوصاف ديد فهو المطلوب ولى اگر متاع را فاقد همه يا بخشى از آن اوصاف ديد حق الخيار دارد و مىتواند معامله را فسخ كند .