الارض للمسلمين كانت كالمفتوحة و امّا ارض من اسلم عليه اهلها طوعا فلأربابها و ليس عليهم سوى الزكاة مع الشرائط و كل ارض ترك اهلها عمارتها فللامام ان يقبلها و يدفع طسقها من المتقبل الى اربابها و كل من
شرح
ساقط شده بود همچنين جزيه هم با اسلام آوردن ساقط مىشود .
د : اگر در متن قرار داد امام با اين دسته از مالكان قيد شود كه اين گونه اراضى از آن مسلمين باشد حكم اينها همانند اراضى مفتوحة عنوة خواهد بود .
[ نكته : هر يك از اين سه قسم زمين كه تا به حال بر شمرديم در حكم و آثار مانند يكديگرند و امام از همه ساليانه مالى مىگيرد به عنوان خراج يا مقاسمه و يا مال المصالحة و انفال آباد شده پس از فتح اسلام هم خراج دارد . . . ]
4 - ارض من اسلم عليها اهلها طوعاً : زمينهائى كه صاحبان آن با ميل و رغبت و به اختيار خود مسلمان شدهاند [ مانند بحرين كه در اصطلاح قديم نواحى شمالى جزيرة العرب بوده و مجاور خليج فارس است ] اين گونه از اراضى ملك صاحبان آنها خواهد بود و از آنها خراج گرفته نمىشود آرى اين عدّه همانند ساير مسلمانان هستند كه اگر اموالشان جزو آن نه دسته اموال متعلق زكات بوده و يا جزو هفت دسته اموال متعلق خمس بود با وجود شرائط مذكوره در كتاب زكات و خمس بايد خمس و زكات آن را بپردازند .
5 - هر زمينى كه آباد بود اگر صاحبان آن عمارت و آبادى آن را رها كنند امام مىتواند آن را به ديگرى واگذارد تا آنان آباد كنند و در آمد آن را گرفته به صاحبان زمين دهد . [ طسق : كتب لغت گفتهاند : طَسْقْ بر وزن فَلْسْ و جمع آن طُسُوق مثل فلوس است و هو الوظيفة من خراج الارض يعنى اجرت و مبلغ معينى به نام خراج زمين را طسق گويند و فارسى معرّب است ] .
و انواع ديگرى از زمين كه در كتاب الخمس گفته شده .