و المكارى و الراعى و البدوى و الذي يدور في تجارته و الضابط من لا يقيم في بلده عشرة ايام و لو اقام احد هؤلاء في بلده او بلد غيره عشرة ايام قصر اذا خرج ، الخامس ان يتوارى عنه جدران بلده او يخفى اذان مصره فلا يترخص
شرح
و مانند مكارى يعنى صاحب اسب و شتر كه حيوانات خود را به كرايه مىدهد و خود هم براى مواظبت از آنها همراه كاروان مىرود و مانند راعى و چوپان كه پابهپاى گوسفندان هر روز بيابانهاى طولانى را طى مىكند و مانند صحرانشين و بيابانى كه مرتب براى كار و كشاورزى مسيرهاى طولانى را طى مىكند و مانند تاجر دورهگرد كه از اين شهر به آن شهر و از اين منطقه به آن منطقه دورهگردى مىكند و مشغول تجارت است و همانند انسانى كه خود را به اجاره مىدهد براى رانندگى كشتى و ماشين و . . . و همانند نامهرسان و قانون كلّى اينست : هر كسى كه پيوسته سفر مىكند تا مسافت هشت فرسخ يا بيشتر پس از بازگشت هم هنوز ده روز نمانده دوباره سفر مىكند .
مسأله : هرگاه يكى از گروههاى فوق الذكر در وطن خود ده روز پىدرپى بمانند و يا در مكان ديگر با قصد اقامه ده روز كامل بمانند از كثير السفر بودن خارج مىشوند و از آن پس اگر سفرى پيش آيد بايد قصر بخوانند مگر اينكه مجدّداً كثير السفر شوند [ و خلاصه حكم قصر و عدم آن تابع موضوع كثير السفر نبودن و عدم آن است ] .
5 - علاوه بر شروط مذكوره بايد به حدّ ترخص هم برسد از اينجا به بعد نمازش قصر است پس تا به حدّ ترخص نرسيده اگر قصد صد فرسخ هم داشته باشد نماز او قصر نيست و معيار در حدّ ترخص عبارتست از احد الأمرين :
1 - به نقطهاى برسد كه در اثر دورى از مكان و فاصله گرفتن از شهر ديوارهاى خانههاى شهر يا روستا را نبيند .