و لو قصد المسافة و له على رأسها منزل قصر في طريقه خاصة .
الثالث اباحة السفر فلو كان عاصيا بسفره لم يقصر الرابع ان لا يكون سفره اكثر من حضره كالملّاح
شرح
قطع مىشود و احكام مسافر بر او مترتب نيست و از آنجا به بعد را بايد حساب كند و على حده قصد مسافت كند .
مسأله : هرگاه شخصى قصد مسافت كند و در سر هشت فرسخى به منزل و وطن شرعى خود برسد در اين صورت تنها در بين راه نمازش قصر است ولى به مسافت كه رسيد چون به وطن رسيده نمازش كامل است .
3 - سفر ، سفر معصيت و حرام نباشد و الّا نمازش قصر نمىشود [ توضيح اينكه : از نظر اسلام سفرهاى واجبه داريم مثل سفر حج و سفر جهاد يا دفاع و . . .
و سفرهاى مستحب داريم مثل سفر زيارتى و عمره و ديدن والدين و . . . و سفرهاى مباح داريم مثل سفر تجارتى و تفريحى و سياحتى و سفرهاى مكروه داريم مثل سفر در شب به درههاى مخوف بدون غرض عقلائى و سفرهاى حرام داريم مثل سفر كردن براى تجارت حرام و يا شهادت بنا حق و يا زيارت طاغوت و مانند سفر كردن براى شكار لهو آنگونه كه عادت جباران است كه تفريح مىكنند به شكار حيوانات بىآزار حال چهار نوع اوّل سفر چون شرعا جايز بالمعنى الأعم است موجب قصر مىشود ولى نوع پنجم كه سفر معصيت باشد موجب قصر نمىشود ] .
4 - كثير السفر نباشد و آن عبارتست از كسى كه سفرش بيشتر از اقامت او در وطن است پس اگر كثير السفر بود باز نمازش كامل است همانند ملّاح يعنى صاحب كشتى كه كشتى خود را به ديگرى اجاره مىدهد و خود نيز با كشتى مىرود