تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 174
و لا المرأة رجلًا و لا خنثى و الهاشمى و صاحب مسجد و المنزل الاولى حرف ديگر تبديل مىكند في المثل شين را سين يا سين را به ث و يا راء به لام مبدل و ادا مىكند يا أليغ است يعنى برخى حروف را درست اظهار نمىكند و يا تمتام است يعنى حرف ت را بايد چند بار تكرار كند تا ادا كند مثل تتتمام و . . . ] نبايد براى انسانى كه صحيح اللسان است و به درستى همه حروف و كلمات را از مخارج خود ادا مىكند امامت كند . 4 - زن براى زن مىتواند امامت كند ولى زن براى خنثى حق ندارد امامت كند [ چون احتمال دارد كه خنثى در واقع مرد باشد ] و نيز بطريق اولى زن براى مرد امامت كند حرام است . مطلب ششم : مرجحات امامت فردى بر افراد ديگر : 1 - هاشمى [ كسانى كه منتسب به هاشم جدّ دوّم پيامبر هستند يعنى سادات ] بر ديگران اولويت دارد يعنى اذا دار الأمر ميان دو امام جماعت كه هر دو از جميع جهات ترجيح مساوى بودند ولى يكى هاشمى و ديگرى غير هاشمى بود هاشمى اولى است . 2 - صاحب المسجد [ امام جماعت راتب ] از ديگران اوليت دارد يعنى اگر احياناً چندين امام جماعت در يك مسجدى به جهتى از جهات اجتماع كردند و وقت نماز شد براى اقامه جماعت امام جماعت راتب كه هميشه در آن مسجد نماز مىخواند از ديگران اولويت دارد به امامت . 3 - صاحب منزل از ديگران اولويت دارد يعنى اگر در منزل شخص جلساتى بود كه ائمه جماعات هم حضور دارد امام جماعت مسجدشان هم هست و اقامهء جماعت شد صاحب منزل اولويت دارد [ البته اگر واجد شرائط امامت و از جمله عدالت باشد ] .