تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مسائل : لو احدث الامام استناب و لو مات او اغمى عليه قدموا اماماً . الثانية : لو خاف الداخل فوات الركعة ركع و مشى و لحق بهم ، الثالثة : اذا احرم الامام و هو في نافلة قطعها و لو كان في فريضة اتمّها نافلة و لو كان امام الاصل قطعها و تابعه ،
شرح

مسائل

در خاتمه مبحث نماز جماعت پنج مسأله را مطرح مىكنند :

مسأله اوّل :

اگر در اثناء نماز جماعت براى امام مانعى عارض شد كه نتوانست نماز جماعت را ادامه دهد از دو حال خارج نيست : 1 - يا اينست كه به واسطه اين مانع از اهليت براى تكليف نيفتاده مثلًا محدث شد و كنار رفت بر خود امام است كه فردى را به نيابت انتخاب كند تا او نماز را تمام كند 2 - و يا به اين وسيله از مكلّف بودن خارج مىشود مثلًا در اثناء اجل به سراغش آمد ، و مرد و يا بيهوش شد در اينجا خود مأمومين فردى را بعنوان امام جماعت جلو مىاندازند و با او جماعت را به پايان مىبرند .

مسأله دوّم :

اگر كسى داخل جماعت شود و بترسد تا خويش را به صف برساند امام از ركوع برخيزد و فاصلهء او بيش از اندازه نباشد هر جا كه هست اقتدا كند و به ركوع رود و پس از آن مىتواند به صف جماعت ملحق شود .

مسأله سوّم :

هرگاه شخصى مشغول نافله است كه جماعت منعقد شد و امام جماعت تكبيرة الاحرام را گفت مستحب است براى درك فضيلت جماعت از اوّل آن اين شخص نافله را قطع كند تا به جماعت برسد و اگر مشغول فريضه است ابتدا نيت خود را از فريضه به نافله عدول دهد و اگر مىرسد دو ركعتى سلام دهد و گرنه قطع كند تا از ابتدا جماعت را ادراك كند و اگر امام جماعت امام اصل يعنى معصوم ( ع ) است فريضه را هم مستحب است قطع كند بدون تبديل به نافله و اتمام آن و از امام