تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
مىكرد ، و من دانستم كه وى را آن مسواك مىبايد . گفتم : يا رسول اللّه ، مگر آن مسواك مىخواهى ؟ گفت : بلى . من آن مسواك بستدم و در دهان نهادم و نرم [ 1 ] كردم و بدست پيغمبر ، عليه السّلام ، دادم ، و سيّد ، عليه السّلام ، آن مسواك از من بستد و سخت در دندان ماليد و بعد از ان بينداخت . آنگاه ديدم كه قوّت از وى ساقط مىشد و در كنار من گران مىشد * پس در روى وى نگاه كردم و چشمهاى وى ديدم كه از جاى خود برخاسته بود ، و گوش فرا وى داشتم و مىشنيدم كه مىگفت : بل الرّفيق [ 2 ] الأعلى من الجنّة . يعنى جوار حق مىخواهم در بهشت ، نه زندگانى و عيش دنيا . آنگاه گفتم : يا رسول اللّه ، دانم كه اين حالت آخرترين است ترا ، و ترا مخيّر كرده‌اند ، و تو اختيار لقاء حقّ كرده‌اى و آخرت [ 3 ] . پس چون من اين سخن بگفتم ، هم در حال در كنار من ، روح بسپرد و بجوار حق رسيد . و من از نادانى برخاستم و سر پيغمبر ، عليه السّلام ، از كنار خود فرو نهادم [ 4 ] و در ميان زنان رفتم و مىگريستم و بر روى خود مىزدم . و أبو هريره روايت مىكند كه : چون سيّد ، عليه السّلام ، وفات يافت ، عمر ، رضى اللّه عنه ، به مسجد در آمد و منافقان را ديد كه سر در گوش يك ديگر نهاده بودند و هر يكى سخنى مىگفتند . پس عمر ، رضى اللّه عنه ، تند شد و بر پاى خاست و گفت : جماعتى از منافقان مىگويند كه : پيغمبر ، عليه السّلام ، بمرده است ، بخداى كه نمرده است ، و ليكن بنزد حقّ رسيده است [ 5 ] ، همچنان كه موسى بن عمران
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : ترك ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد . [ ( 2 - ) ] در اصل : تلك الرفيق . [ ( 3 - ) ] مج : و ترا مخير كرده‌اند ميان دنيا و آخرت و تو آخرت اختيار كردى . [ ( 4 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 305 : ثم وضعت رأسه على وساده . [ ( 5 - ) ] روا و مج و پا : رفته است .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1113 | قاضى ابرقوه