دانست كه آن حركت از بهر سيّد ، عليه السّلام ، مىكنند ، پس وى قصد آن كرد كه وى باز پس آيد و سيّد ، عليه السّلام ، در پيش رود . سيّد ، عليه السّلام ، دست بر پشت وى نهاد و نگذاشت كه باز پس آيد و گفت : به حال خود باش ، يا أبا بكر ، و نماز تمام با مردم بكن [ 1 ] ، و سيّد ، عليه السّلام ، برفت و در پهلوى أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، از دست راست [ وى ] [ 2 ] بر زمين نشست و نماز بكرد . و چون نماز كرده بود ، روى با مردم كرد و آواز برداشت [ 3 ] و گفت :
أيّها النّاس ، سعّرت النّار ، و أقبلت الفتن كقطع اللّيل المظلم ، [ و ] إنّى و اللّه ما تمسّكون علىّ بشىء ، إنّى [ 4 ] لم أحلّ إلّا ما أحلّ القرآن و لم أحرّم إلّا ما حرّم القرآن .
گفت : اى صحابهء من ، اى مسلمانان ، بدانيد كه آتش دوزخ برافروخته است و فتنههاى آخر الزّمان ، همچون شب تاريك ، روى بنموده است ، و بخداى كه هيچ بازنگذاشتهام از حلال و حرام إلّا كه شما را بگفتهام و بيان آن از قرآن با شما بكردهام ، اكنون اگر خواهيد كه در دنيا و آخرت رستگار شويد و از فتنههاى آخر الزّمان ايمن و فارغ گرديد ، تمسّك به قرآن كنيد و حلال آن حلال داريد و حرام آن حرام داريد . و چون سيّد ، عليه السّلام ، از اين سخنها فارغ شده بود ، أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، او را گفت : يا رسول اللّه ، امروز به حمد اللّه بهترى و فضل خداى بسيار است بر ما .
و عبد اللّه [ بن ] عبّاس ، رضى اللّه عنهما ، * حكايت كند كه :
هم در آن روز كه سيّد ، عليه السّلام ، وفات خواست يافتن ، على [ 5 ] ،
هامش
[ ( 1 - ) ] مج : و با مردم نماز بگزار و تمام كن .
[ ( 2 - ) ] از روا و مج نقل شد .
[ ( 3 - ) ] متن عربى ج 4 ص 302 و 303 : اقبل على الناس فكلمهم رافعا صوته ، حتى خرج صوته من باب المسجد .
[ ( 4 - ) ] در اصل : و اللّه انى ما تمسكون على نفسى و انى .
[ ( 5 - ) ] مج : وفات خواست كردن بامداد امير المؤمنين على .