تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1029

مساهمون:

ص١٠٢٩
مفارقت كرد ، و زيد چون بوى مرگ از خود بيافت ، اين دو بيت بگفت : بيت
أمر تحل قومى المشارق غدوة * و أترك فى بيت بفردة منجد ألا ربّ يوم لو مرضت لعادنى * عوائد من لم يبر منهنّ يجهد
و زن زيد الخيل هنوز كافر بود [ 1 ] ، و چون زيد از دنيا مفارقت كرد در خيال وى چنان بود كه سبب هواى مدينه بود و رفتن وى بدان جايگاه ، كه وى رنجورى يافت و از دنيا مفارقت كرد ، زنش [ 2 ] برخاست و آن فرمانها كه سيّد ، عليه السّلام ، از بهر وى نبشته بود ، از بهر إقطاع فيد و حوالى آن ، برگرفت و بدريد و پاره كرد و در آتش افگند و بسوزانيد . و السّلام .

حكايت اسلام عدىّ بن حاتم الطائي

[ 3 ] محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : عدى بن حاتم الطائي حكايت كرد و گفت : مرا هيچ كس از پيغمبر ، عليه السّلام ، دشمن‌تر نبود ، و سبب دشمنى من وى را از ان بود كه من دين ترسائى داشتم و در ميان قوم [ خود ] عظيم بزرگ و مشرّف و محترم بودم و همه مسخّر و مطيع من بودند ، و هر غنيمتى كه بياوردندى ، مرا از ان چهار يكى بودى بىسخن ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و روا و ايا و ط و پا بخلاف متن عربى ج 4 ص 224 : و زيد الخير پدرى داشت كه وى را ابو الخير گفتندى و اين ابو الخير هنوز كافر بود . و بمتابعت از متن عربى بر طبق مج نقل شد . و بنا بر مشهور پدر زيد الخيل مهلهل نام داشته است و نه ابو الخير . [ ( 2 - ) ] در اصل و ساير نسخه‌ها : پدرش ، و بمتابعت از مج قياسا تبديل شد . [ ( 3 - ) ] پا : حاتم الطائى . طيئ در مراجع عربى بفتح طاء و ياء مشدد مكسور و همزه آمده است و آن را در فارسى بفتح طاء و بر وزن نى آورده‌اند .