تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
من خواهى كه در دست دارى ، به تو ندهم ، فكيف يمامه و شركت در رسالت . و روايتى ديگر آنست كه : چون گروه بنى حنيفه بيامدند و مسلمان شدند ، و مسيلمه با ايشان بود و با ايشان مسلمان شده بود ، و ليكن زيادت تردّدى نمىنمود [ 1 ] و ملازم رختها و قماشها بودى . و چون سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را نوازش مىفرمود و عطا مىداد ، پرسيد كه با شما كسى ديگر هست ؟ گفتند : فلان ، يعنى مسيلمة الكذّاب ، و وى را پيش رخت باز گذاشته‌ايم . پس سيّد ، عليه السّلام ، وى را چندانى بداد كه ايشان را داده بود و گفت وى نيز يكى از شما است ، و چون رخت شما نگاه مىدارد ، محروم نشايد گذاشتن . پس چون باز يمامه رفتند ، مسيلمه مرتدّ شد و دروغها آغاز كرد و دعوى پيغمبرى مىكرد و مىگفت كه : محمّد مرا با خود * شريك كرده است در رسالت و جانب يمامه به من باز گذاشته است ، و آن جماعت را گفتى كه با وى به مدينه آمده بودند كه : آخر نه محمّد ، چون شما را عطا مىداد ، شما را گفت كه وى بتراز شما نيست ؟ ايشان مىگفتند : بلى . بعد از ان مىگفت كه : محمّد بدان سخن آن مىخواست كه مرا شريك كرده است در كار نبوّت ، و آنگاه سَجعها تراشيدى و بدان مضاهات [ 2 ] كردى در قرآن ، و مردم را از راه ببردى و بكيش خود در آوردى و مىگفتى كه : من نماز از شما برداشتم و خمر و زنا بر شما حلال كردم . و اين سجع دروغ بر ايشان فرو مىخواندى [ 3 ] : لقد أنعم اللّه على الحبلى ، أخرج منها نسمة تسعى ، من بين صفاق وحشى [ 4 ] . و أحلّ لهم الخمر و الزّنا ، و وضع عنهم الصّلاة .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بخلاف ساير نسخ : نمىبود . [ ( 2 - ) ] مضاهاة ، نرمى كردن و مانند شدن . ضاهاه مضاهاة ، مانست با او و مانند گشت وى را ( منتهى ) . [ ( 3 - ) ] در اصل : فرو مىخواندى بيت ، و از روا متابعت شد . [ ( 4 - ) ] در اصل و ووستنفلد : حشا .