ايشان جمله كافراند و دوزخ جزاى ايشانست ، قوله تعالى :
سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ * فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ . يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
[ 1 ] .
گفت : اى محمّد ، اين منافقان كه به خدمت تو آمدهاند و عذر تخلّف از تو مىخواهند و سوگند بدروغ مىخورند ، تا تو را از ايشان درگذارى و ايشان را عفو كنى ، بدان كه ايشان خبيثاند و با تو نفاق مىكنند و سوگند بدروغ مىخورند . اكنون فارغ باش كه جاى ايشان دوزخ خواهد بودن ، بجزاى اين نفاق كه با تو مىورزند ، و اگر چه تو از ايشان خشنود شوى از بهر اين سوگندها كه مىخورند ، من كه خداوندم از ايشان خشنود نباشم ، از بهر آنكه ايشان كافر و فاسقاند و رضاى من بر فسق و كفر نيفتد ، اكنون اى محمّد ، تو نيز از ايشان خشنود مباش ، چنان كه من از ايشان خشنود نيستم .
پس آن سه تن از مسلمانان كه بى عذرى تخلّف نموده بودند [ و [ 2 ] ] در دل ايشان هيچ شكّى و نفاقى نبود ، بترسيدند كه اگر بخلاف راستى عذرى آورند ، پيغمبر ، عليه السّلام ، هم در حال عذر ايشان قبول نكند و حق تعالى در ثانى الحال آيت فرو فرستد و ايشان شرمسار شوند و دروغ ايشان و فضايح ثابت گردد . پس ايشان به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آمدند و ، آن چنان أحوال كه ايشان را بود ، راستى باز ميان نهادند و بگفتند ، و سيّد ، عليه السّلام ، چون چنان شنيد ، با ايشان سخن نگفت و صحابه را بفرمود كه با ايشان سخن مگوئيد .
و زهرى حكايت كرد كه كعب بن مالك ، بعد از ان كه توبهء وى
هامش
[ ( 1 - ) ] توبه ، 95 و 96 .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .