بودند ، تا آنچه داشت از وى بستدند و بيش از گليمى سياه بر وى رها نكردند .
پس عبد اللّه آن گليم در خود گرفت و همچنان روى در مدينه نهاد . چون بنزديك مدينه رسيده بود ، آن گليم از خود باز كرد و به دو پاره بكرد و پارهاى بجاى إزارى در ميان زد و پارهء ديگر در دوش گرفت و به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، آمد و مسلمان شد ، و در مسلمانى سخت پسنديده شد و نيكو سيرت شد . آنگاه او را ذو البجادين گفتند از بهر آنكه گليم به دو پاره كرد و پارهاى به إزار ساخت و پارهاى بچادر . و بجاد پارهء گليم سياه باشد . 167
حكايت مسجد ضرار كه منافقان بكردند [ 1 ] .
و حكايت آن چنان بود كه دوازده تن [ 2 ] از مشاهير منافقان * مواضعت كردند كه مسجدى بيرون مدينه بپردازند ، معارضهء مسجد پيغمبر ، عليه السّلام ، را ، و ببهانهء آن ايشان را جمعيّتى باشد و نماز جمعه [ 3 ] در مسجد پيغمبر ، عليه السّلام ، ترك كنند و بفراغ دل زبان طعن بگشايند و هر چه خواهند در حقّ پيغمبر ، عليه السّلام ، بگويند ، و در حقّ مسلمانان أرجافها [ 4 ] در مىافگنند و مسلمانان را تنفير [ 5 ] و ترهيب همى كنند [ 6 ] و از راه خير باز مىدارند .
و أبو عامر راهب كه دشمن پيغمبر ، عليه السّلام ، بود و حكايت [ او ] از پيش رفت [ 7 ] ، به قيصر روم [ 8 ] رفته بود كه از آن جايگاه لشكرى آورد و با
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : بنياد كردند . ايا : ساخته بودند .
[ ( 2 - ) ] نام اين دوازده تن كه غالبا از خويشاوندان ابو عامر راهب بودهاند در متن عربى ج 4 ص 174 آمده است .
[ ( 3 - ) ] مج : جماعت .
[ ( 4 - ) ] ايا و پا : اراجيفها .
[ ( 5 - ) ] تنفير : رمانيدن ( منتهى ) . روا : تعيير .
[ ( 6 - ) ] در اصل : ارجافها در مىافگندند . . . مىكردند ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 7 - ) ] ص 513 و ص 653 همين نسخهء چاپى .
[ ( 8 - ) ] روا : پيش قيصر روم .