تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
پيغمبر ، عليه السّلام ، جنگ كند ، پيغام بمنافقان فرستاده بود از روم كه شما بعمارت و ترتيب مسجد مشغول باشيد ، تا چون من بيايم با لشكر ، شما مسجد تمام كرده باشيد و من بيايم و آن جايگاه نماز كنم . پس اين منافقان كه اين مسجد بنا مىكردند ، از جهت اين غرضها مىكردند كه گفته شد . و بعد از ان مسجد بنا كردند و چون پرداخته شد ، انتظار آن مىكردند كه أبو عامر راهب برسد و آن جايگاه نماز كند [ 1 ] . و سيّد ، عليه السّلام ، چون دانست كه از عمارت مسجد فارغ شدند ، و خود عزم تبوك كرده بود و آن منافقان بيامدند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما بيرون مدينه مسجدى بكرده‌ايم از بهر ضعيفان ، و ايشان را كه عذرى باشد ، و از بهر شبهاى باران كه مردم را عذرى باشد ، و غريبان كه برسند ، آن جايگاه نماز مىكنند و بشب جماعت بر پاى مىدارند ، اكنون ما را [ 2 ] التماس چنانست كه تو بيائى و آن جايگاه نماز كنى ، سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را گفت : من اين ساعت بر جناح سفرم و به آمدن بدان مسجد نمىپردازم ، چون از سفر باز پس آيم ، بيايم و آن جايگه نماز كنم ، و پيغمبر را ، عليه السّلام ، هنوز معلوم نشده بود كه اين مسجد از بهر چه كرده‌اند . چون از غزو تبوك باز آمد و بنزديك مدينه رسيد ، أحوال منافقان و غرض ايشان در بناى آن مسجد وى را معلوم شد * و وى را بگفتند . بعد از ان پيش از آنكه به مدينه رفتى ، مالك بن دخشم ، و عاصم بن عدىّ ، كه از أنصار بودند ، ايشان را بفرمود تا برفتند و آن مسجد را بسوختند و خراب كردند . بعد از ان منافقان كه در آنجا بودند بگريختند . و حق تعالى ، در حقّ آن منافقان كه اين مسجد كرده بودند ، اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى دربارهء ابو عامر چنين تفصيلى وجود ندارد ولى مضمون آن در منابع ديگر از جمله البدايه و النهايهء ابن كثير ( ج 5 ص 21 ) و تفسير كشف الاسرار ( ج 4 ص 211 ) آمده است . [ ( 2 - ) ] در اصل : مرا ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .