وى است كه دستارهاى سعد معاذ در بهشت ، كه از بهر وى بافتهاند ، بهتر ازين است بهزار بار و نيكوتر و خوبتر از اين جامه .
پس چون خالد بن الوليد برسيد و آن پادشاه را أسير بياورد ، سيّد [ 1 ] ، عليه السّلام ، او را نكشت و جزيت بر گردن وى نهاد و وى را گسيل باز كرد تا باز پس رفت . و اين يك حكايت ديگر از جملهء معجزات پيغمبر ، عليه السّلام ، بود كه در غزو تبوك ظاهر شد ، از بهر آنكه ، همچنان خالد بن الوليد نرفته بود ، چون از حال شكار پادشاه و كمين گاه خبر باز داد و وصيّت به خالد كرد ؟ [ 2 ] و يكى از قبيلهء طيّئ دو بيت بگفت در معجزهء پيغمبر ، عليه السّلام ، و يكى خالد را گفت كه [ 3 ] أكيدر بن عبد الملك از دنبالهء گاو كوهى در شب بيرون آيد و تو بر وى ظفر يا بى و او را بگيرى ، در آن باز نمود . و آن دو بيت اينست :
بيت
تبارك سائق البقرات إنّى * رأيت اللّه يهدى كلّ هادى
فمن يك حائدا عن ذى تبوك * فإنّا قد أمرنا بالجهاد
و سيّد ، عليه السّلام ، ده روز بسر [ 4 ] در تبوك مقام كرد و چون
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : پس سيد ، و از ساير نسخ متابعت شد .
[ ( 2 - ) ] روا : بر گردن او فرو داد و او را گسيل كرد و اين حكايت ديگر از معجزات پيغامبر بود ، عليه السّلام ، كه در تبوك ظاهر شد كه همچنان كه وى خالد را گفته بود در شب آن پادشاه از دنبالهء گاو كوهى بيرون آمد و او را بگرفتند .
[ ( 3 - ) ] روا : كى خالد را گفته بود كه .
[ ( 4 - ) ] متن عربى ج 4 ص 170 : بضع عشرة ليله .