اين سخن بشنيد ، فرود آمد و بر سر جنازهء وى بيستاد و بسيار بگريست و مىگفت :
صدق رسول اللّه تمشى وحدك ، و تموت وحدك ، و تبعث وحدك .
مىگفت كه : پيغمبر خداى ، عليه السّلام ، راست مىگفت اى أبو ذر ، كه تو تنها روى و تنها ميرى و تنها از گور خيزى ، بعد از ان قافله همه فرود آمدند و نماز بر جنازهء وى كردند و او را هم در سر راه بنهادند [ 1 ] .
و جماعتى از منافقان در راه تبوك افسوس بر مسلمانان مىكردند و مىگفتند كه : شما مىپنداريد كه قتال با روميان همچون قتال با عرب است ، بخداى كه فردا دستهاى شما بر بندند و شما را به أسيرى به روم برند . جبرئيل ، عليه السّلام ، فرود آمد و سيّد را ، عليه السّلام ، از گفتار ايشان خبر باز داد .
سيّد ، عليه السّلام ، عمّار بن ياسر را گفت : يا عمّار ، برو و آن منافقان را درياب كه خود را به آتش مىسوزانند [ 2 ] ، و ايشان را بگوى كه : شما اين ساعت چنين و چنين گفتيد [ 3 ] . پس عمّار بيامد و از ايشان پرسيد . ايشان إنكار نمودند و گفتند كه : ما هيچ نگفتيم . عمّار بن ياسر گفت : لا بل ، كه شما استهزا بر مسلمانان كرديد و چنين و چنين گفتيد . و منافقان ، چون بدانستند كه سيّد ، عليه السّلام ، را از اين حال بياگاهانيدهاند ، برخاستند و بعذر پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما مزاح مىكرديم و آن سخن نه از سر اعتقاد مىگفتيم و ما را معذور دار . پس حق تعالى در حقّ منافقان اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : دفن كردند .
[ ( 2 - ) ] روا : به آتش دوزخ سوختند . از ايا تا اينجا ساقط است .
[ ( 3 - ) ] در اصل : چنين و چنين بگوى گفتيد ، و از ساير نسخ متابعت شد .