تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 968

مساهمون:

ص٩٦٨
و كنت إذا شكّ [ 1 ] المنافق أسمحت * إلى الدّين نفسى شطره حيث يمّما
و چون سيّد ، عليه السّلام ، به تبوك مىرفت ، او را گذر بر [ منازل [ 2 ] ] أصحاب حجر افتاد . * و أصحاب حجر قوم ثمود بودند . و چون آن جايگاه رسيده بودند . چاهى در آن نزديكى بود [ و مردم از ان آب بر كشيدند و در ظرفها كردند . چون فرود آمدند [ 2 ] ] و منزل كردند و سيّد ، عليه السّلام ، مردم را گفت : بايد كه آب از فلان چاه برنكشيد و نخوريد و بدان خمير نكنيد . و اگر كسى بدان خمير كرده باشد ، خود نخورد و بخورد چاروايان بدهد [ 3 ] ، و در اين منزل كه فرود آمديم . بايد كه امشب هيچ كس از ميان رحل خود بيرون نشود ، و بفرمود تا منادى كردند در ميان لشكر . پس آن آب كه از آن چاه بركشيده بودند همه بريختند و در شب هيچ كس از ميان لشكر بيرون نرفتند . إلّا دو مرد از قبيلهء بنى ساعده كه بيرون رفته بودند ، كه يكى از جهت قضاى حاجت بيرون رفته بود 165 و ديو بر وى افتاد و او را خنق [ 4 ] كرد و از زخم آن بى خود افتاده بود . لكن نمرده بود ، و يكى ديگر از بهر شتر رفته بود 166 ، و چون شب درآمد ، هنوز باز نيامده بود و او را بربوده بودند و بكوه طيّئ در افگنده بودند . پس روز ديگر آن مرد كه ديو او را بيفگنده بود بيافتند و برگرفتند و به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آوردند و سيّد ، عليه السّلام ، چيزى بر وى خواند و دعا كرد و حق تعالى وى را شفا داد و باز حال صحّت آمد . و آن يكى ديگر كه بكوه طيّئ افتاده بود ، اهل طيّئ او را بيافتند و برگرفتند و به خدمت سيّد ، عليه السّلام ، آوردند و او را هيچ رنجى نرسيده بود . و در آن منزل كه سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود آبها بريختند ، مردم
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : اذا ماشك . [ ( 2 - ) ] عبارات داخل [ ] از مج نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل و ايا و ط و پا : ندهد ، و بمتابعت از متن عربى بر طبق روا ضبط شد . [ ( 4 - ) ] در اصل و ايا بخلاف روا و پا : اخنق . ط : گلو بفشرده .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 968 | قاضى ابرقوه