كه همچنان باشد كه با ما بيامده باشيد . ايشان دل تنگ شدند و آب از ديدهها روان كردند و گريه كنان باز خانهء خود رفتند و تحسّر بر فوت شدند از خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، مىخوردند . 164
و جماعتى ديگر از منافقان كه استظهار و استطاعت داشتند ، لكن نمىخواستند كه بغزو روند ، بيامدند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما را چنين عذرى در پيش آمده است ، و اگر نه آن بودى ، ما از خدمت تو باز نايستادمانى .
پس حق تعالى اين آيت فرو فرستاد و از كار منافقان كه عذر بدروغ خواستند خبر داد و ايشان را ملامت و مذمّت كرد ، و از حال ضعفاء كه طاقت آن نداشتند كه برفتندى خبر باز داد و ثنا و محمدت گفت ، قوله تعالى :
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ * مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ . لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ
[ 1 ] .
پس چون سيّد ، عليه السّلام ، از ترتيب غزو فارغ شده بود ، با لشكر بيرون شد و در بيرون مدينه در ثنيّة الوداع يك روز مقام ساخت .
و محمّد بن مسلمهء أنصارى را به نيابت خود در مدينه باز داشت . و عبد اللّه [ بن ] أبىّ [ بن ] سلول كه سر منافقان بود ، او نيز با لشكر خود بيرون آمده بود و در زير خيمهء سيّد ، عليه السّلام ، خيمه زده بود ، و چون سيّد ، عليه السّلام ، از آن منزل رحلت كرد ، عبد اللّه بن أبىّ سلول با جماعت منافقان از آن جايگاه بازگرديد و باز مدينه رفت .
هامش
[ ( 1 - ) ] توبه ، 90 تا 92 .