بسوزانيدند ] و منافقان كه در آنجا بودند ، چون ايشان ديدند [ 1 ] ، قصد بام سراى * كردند و از بام سراى در زير افتادند و پايهاى ايشان بشكست ، و بعضى ديگر از در سراى بدر جستند و بگريختند [ 2 ] .
پس سيّد ، عليه السّلام ، كار غزو بجدّ در پيش گرفت ، وقتى نازك بود و بعضى از لشكر بى برگ بودند ، بعد از ان توانگران را بفرمود تا [ با ] درويشان مواسات كنند و آن لشكر كه بى برگاند نفقه و جهاز بدهند . پس عثمان ، رضى اللّه عنه ، بيامد و چهار صد شتر [ 3 ] بياورد و سبيل كرد در راه غزو ، و جمله درويشان أصحاب را نفقه و جهاز بداد و هزار دينار ديگر بياورد و پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، فرو ريخت . پس سيّد ، عليه السّلام ، در حقّ عثمان اين دعا بگفت :
أللّهمّ ارض عن عثمان فإنّى عنه راض .
گفت : بار خدايا ، از عثمان راضى باش كه من از وى راضىام . و همچنين توانگران صحابه در آمدند و مواسات بنمودند و كار راستى لشكر بكردند و جهاز و نفقهء ايشان بدادند . و چون جملهء ترتيبها ساخته بودند ، هفت تن از أنصار بماندند كه ايشان را چهاروا نبود كه برنشستندى و از ضعفا بودند و پياده نتوانستندى رفتن و در پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما چهاروا نداريم كه برنشينيم و مىخواهيم كه در خدمت تو بغزا آئيم ، و پيش سيّد ، عليه السّلام ، چهار واى زيادتى نبود كه برنشستندى ، آنگاه ايشان را گفت كه : پيش من چهار واى زيادتى نيست كه شما را برنشانم ، اكنون بخانهاى خود باز رويد و ما را بدعا و همّت يارى دهيد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : چون آتش ديدند .
[ ( 2 - ) ] بر طبق متن عربى ج 4 ص 160 فقط پاى يك نفر شكسته است و همه خود را از بام به زير افگندهاند و رهائى يافتهاند .
[ ( 3 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 161 به چهار صد شتر تصريح نشده است ولى در البدايه و النهايه ( ج 5 ص 4 ) : بروايتى 200 و بروايتى ديگر 300 شتر .