گفت : اى جد بن قيس هيچ سر آن دارى كه بغزو روميان روى [ 1 ] ؟ جدّ ابن قيس منافق بود ، گفت : يا رسول اللّه ، مرا در فتنه ميفگن و دستورى ده تا در خانهء خود بنشينم كه قوم من مىدانند كه هيچ كس حريصتر و مولعتر از من نيست بر زنان ، و من مىترسم كه چون زنان روميان ببينم ، خود را باز نتوانم گرفت و در فتنه افتم و از مسلمانى برآيم . [ چون جدّ بن قيس اين سخن بگفت ، سيّد ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، روى از وى بگردانيد و گفت : برو هر كجا كه خواهى . پس حق تعالى ، در حقّ وى اين آيت بفرستاد ، قوله تعالى :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
[ 2 ] .
معنى اين آيت آنست كه : جدّ بن قيس كه از تو دستورى مىطلبد كه بجنگ روميان نرود و مىگويد كه مرا در فتنه ميفگن ، كه من چون زنان روم ببينم خود را باز نتوانم گرفتن و در فتنه افتم و از مسلمانى برآيم ، دروغ مىگويد * و بهانه مىطلبد و منافقى مىكند ] [ 3 ] و از بهر آن چنين مىگويد تا با تو بغزو نيايد . و او را و ديگر منافقان بگوى كه : اين فتنهاى است كه شما به ظاهر مىگوئيد [ 4 ] و از ان مىترسيد كه بدان افتيد و بدان سبب از مسلمانى برآئيد ، من خود يقينم [ 5 ] كه شما در ان افتادهايد و از مسلمانى برآمدهايد ، لكن از ان بىخبريد و فرداى قيامت بدانيد كه شما وا [ 6 ] كافران با همديگر بدوزخ در آرند و ديوار آتشى گرد شما در آورند و آنچه سزاى و جزاى شما باشد در كنار شما نهند .
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : بغزو روميان بيرون آئى ؟
[ ( 2 - ) ] توبه ، 49 .
[ ( 3 - ) ] بجاى عباراتى كه بين [ ] از ساير نسخ نقل شده است در اصل : و از مسلمانى بر آيم يكى از صحابه گفت دروغ مىگوئى و بهانه مىجوئى و منافقى مىكنى .
[ ( 4 - ) ] در اصل : مىگوئى ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 5 - ) ] روا : يقين مىدانم .
[ ( 6 - ) ] كذا بطور استثنا .