قبيلهء هوازن باز پس دادى با غنائم آن ، اكنون نصيبهء ما بده ، و آواز برمىداشتند و زحمت سيّد ، عليه السّلام ، مىدادند ، تا از بسيارى زحمت وى كه مىنمودند غافل شدند ، و سيّد ، عليه السّلام ، در زير درخت آوردند ، چنان كه شاخ آن درخت ردا از سر سيّد ، عليه السّلام ، در ربود : آنگاه سيّد ، عليه السّلام ، تند شد و گفت :
[ أدّوا علىّ ردائى ] أيّها النّاس ، [ فو اللّه أن ] لو كان لكم بعدد شجر تهامة نعما لقسمته عليكم ، ثمّ ما ألفيتمونى * بخيلا و لا جبانا و لا كذابا ، ثمّ قام إلى جنب بعير [ 1 ] ، فأخذ و برة من سنامه ، [ فجعلها ] بين إصبعيه ، ثمّ رفعها ، [ ثمّ ] قال : أيّها النّاس ، و اللّه مالى [ من ] فيئكم و لا هذه الوبرة إلّا الخمس [ 2 ] ، و الخمس مردود عليكم . فأدّوا الخياط و المخيط [ 3 ] ، فإنّ الغلول يكون على أهله عارا و نارا [ 4 ] و شنارا يوم القيامة .
گفت : اى مردم ، چندين تعجيل مكنيد ، كه به آن خدائى كه مرا بيافريد كه اگر بعدد درختهاى تهامه ، يعنى مكّه و طائف ، شما را پيش من شتر و گاو و گوسفند بودى ، من آن جمله ميان شما قسمت كردمى ، چنان كه شما را معلوم شدى كه بخل و بد دلى در من نيابيد ، و در صفت من خلاف نگنجد . بعد از ان دست فراز كرد و از كوهان شترى پارهاى موى در دست گرفت و گفت : از مال غنيمت مرا [ 5 ] خمس هست ، و اگر همه اين قدر باشد ، اكنون من از سر خمس خود برخاستم و آن نيز بشما دادم ، پس شما بايد كه هر چه از غنيمت برگرفتهايد و خود را پنهان كردهايد ، جمله باز جاى آوريد ، و اگر همه سوزنى يا
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : جبانا و لا بخيلا و لا جرافا ثم و امر الى حيث نعمر .
[ ( 2 - ) ] در اصل : و لا هذه الوبره و الا الخميس .
[ ( 3 - ) ] در اصل : و السحيط .
[ ( 4 - ) ] در اصل : نارا و عارا .
[ ( 5 - ) ] در اصل : غنيمت ما ، و از ساير نسخ متابعت شد .