ما إن رأيت و لا سمعت بمثله * فى النّاس كلّهم به مثل محمّد
أوفى و أعطى للجزيل إذا اجتدى [ 1 ] * و متى تشأ يخبرك عمّا فى غد
و إذا الكتيبة عرّدت [ 2 ] أنيابها * بالسّمهرىّ [ 3 ] و ضرب كلّ مهنّد
فكأنّه ليث [ 4 ] على أشباله * وسط الهباءة [ 5 ] خادر فى مرصد
و بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، رياست قبيلهء هوازن باز داد به وى همچنان كه بود و چند قبيلهء ديگر از عرب در فرمان وى كرد . و مالك بن عوف به إسلام در آمد و در مسلمانى صادق بود و نيكو سيرت بود . و چون باز پس رفت ، قوم خود بر گرفت و ميان مكّه و طائف مقام كرد ، و هر كاروانى كه از ان قوم ثقيف بود و بگذشتى ، غارت كردى و هر چه با ايشان بودى برگرفتى ، تا آن وقت كه قوم ثقيف بطاقت رسيدند .
و سيّد ، عليه السّلام ، چون از سباياى هوازن فارغ شده بود ، برنشست كه به مكّه رود و طوافى كند ، و جماعتى از مسلمانان كه بنو در إسلام آمده بودند ، و جماعتى ديگر از عرب كه هنوز به إسلام نيامده بودند ، لكن با مسلمانان بودند در غزو حنين [ 6 ] ، در آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ، سباياى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : اذ اهتدى .
[ ( 2 - ) ] در اصل : الديه عردت .
[ ( 3 - ) ] در اصل : بالسمرى .
[ ( 4 - ) ] در اصل : لست .
[ ( 5 - ) ] در اصل : و شرط الصاه .
[ ( 6 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 134 تصريحى دربارهء اين دو دسته نشده و به لفظ « الناس » اكتفا شده است .