تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
السّلام ، آمده بودند و بهزيمت رفته بودند ، بيامدند و مسلمان شدند و چون مسلمان شده بودند گفتند : يا رسول اللّه ، زنان و فرزندان ما و مالها اينست كه در دست مسلمانان است ، اكنون رحمتى بكن و بر ما ببخشاى و بفرماى تا زنان و فرزندان و مالهاى ما باز پس دهند . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را گفت كه : شما را از مال و فرزندان يكى توانيد طلبيد ، اكنون ببينيد كه زن و فرزندان دوستر داريد ، يا مال و حشم . ايشان گفتند : يا رسول اللّه ، زن و فرزند دوستر داريم و بفرماى تا ايشان را باز دهند ، و باقى حكم از ان تو باشد و از ان مسلمانان . سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود كه آنچه تعلّق به من دارد و أهل بيت من ، بگويم تا باز پس دهند ، و آنچه تعلّق بصحابه دارد بگويم و از ايشان در خواهم . پس چون سيّد ، عليه السّلام ، نماز پيشين بگزارده بود ، قوم هوازن بر پاى خاستند ، و همچنانكه با پيغمبر ، عليه السّلام ، گفته بودند ، التماس كردند . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، گفت : اى * صحابهء من ، بدانيد كه آنچه تعلّق به من داشت و أهل بيت من از نصيبها ، همچنين با قوم هوازن دادم و طمع خود از ان برداشتم . چون سيّد ، عليه السّلام ، چنين بگفت ، مهاجر و أنصار گفتند : يا رسول اللّه ، ما نيز بموافقت تو از سر نصيبهاى خود برخاستيم و باز ايشان داديم ، و جماعتى ديگر كه بودند از مسلمانان ، از قوم بنى سليم ، مثل عبّاس بن مرداس ، و از قوم غطفان مثل عيينة بن حصن [ 1 ] ، ايشان سر باز زدند و گفتند : يا رسول اللّه ، ما از سر نصيبهء خود برنخيزيم و باز ايشان رد نمىكنيم . آنگاه سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را گفت : هر كس از شما كه برده‌اى نصيب وى باشد و از سر آن بر نمىتواند خاست ، بشش شتر به من فروشد ، و ايشان نيز راضى شدند و جمله بردها كه بود از زن و فرزند ردّ باز
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 132 بجاى غطفان بنى فزاره آمده است و بر طبق ص 138 بنى فزاره از بنى غطفان‌اند . و بر طبق ص 132 علاوه بر اين دو تن اقرع بن حابس از بنى تميم .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 933 | قاضى ابرقوه