تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
أشعرى [ 1 ] علم برگرفت و جنگ با كافران مىكرد تا ايشان را بهزيمت كرد و بعضى را بكشت . و أبو عامر از كافران نه مرد كشته بود و هر نه برادر يك ديگر بودند . و حكايت كشتن ايشان چنان بود كه : أبو عامر اوّل بار كه بمصاف درآمد ، در ميان لشكر كفّار ده مرد بودند و هر دو برادران بودند از يك مادر و يك پدر ، و يكى از ايشان بجنگ أبو عامر در آمد و او را به إسلام دعوت كرد و وى دعوت أبو عامر قبول نكرد ، چون دعوت أبو عامر قبول نكرد ، گفت : أللّهمّ أشهد عليه . گفت : خدايا بر وى گواه باش كه من إسلام بر وى عرضه كردم و او را به إسلام خواندم و إجابت نكرد ، آنگاه أبو عامر وى را بقتل آورد . برادرى ديگر ، چون ديد كه برادرش بكشتند ، وى نيز بجنگ أبو عامر آمد ، و أبو عامر همچنان بار اوّل او را نيز به إسلام دعوت كرد ، چون * قبول نكرد ، گفت : أللّهمّ أشهد عليه ، و او را نيز بقتل آورد ، و همچنين يك به يك مىآمدند از برادران و أبو عامر ايشان را پيشتر به إسلام دعوت مىكرد ، و چون إجابت نمىكردند ، هم اين مىگفت : أللّهمّ أشهد عليه ، و او را بقتل مىآورد ، و يكى باز مانده بود ، همچنان ايشان بجنگ أبو عامر در آمد و أبو عامر او را به إسلام خواند و إجابت نكرد و گفت : أللّهم اشهد عليه ، گفت : بار خدايا ، بر وى [ 2 ] گواه باش . آن مرد گفت : [ أللّهمّ ] لا تشهد علىّ ، گفت بار خدايا ، بر من گواه مباش . چون چنين بگفت ، أبو عامر دست از كشتن وى باز داشت و او را نكشت . بعد از ان اين مرد مسلمان شد ، و هر گاه كه سيّد ، عليه السّلام ، اين مرد را بديدى گفتى : هذا شريد أبى عامر [ 3 ] . گفتى كه : اين آنست كه از دست أبو عامر أشعرى جان بدر برده است .
هامش
[ ( 1 - ) ] متن عربى ج 4 ص 97 : + و هو ابن عمه . [ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : بر من . [ ( 3 - ) ] در اصل : هذا شريد ابن ابى عامر .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 922 | قاضى ابرقوه