كافران بهزيمت رفتندى ، بر مثال گليمهاى سياه ديدم كه از آسمان فرود مىآمدند ، و بعد از ان چون نگاه كردم ، همه وادى را ديدم پرمور سياه شده بود ، آنگاه بدانستم كه آن فريشتگان بودند كه بمدد مسلمانان آمده بودند ، و هزيمت كافران از ان بود . 157
و مالك بن عوف كه رئيس قبيلهء هوازن بود ، پيش از آنكه ايشان را هزيمت افتادى ، چند سوار فرستاده بود تا حال مسلمانان باز داند . بعد از ساعتى آن سواران ديد كه مىآمدند * و گونهاى روى ايشان زرد شده بود و لرزه براندام ايشان افتاده بود . مالك بن عوف گفت : شما را چه حالت افتاده است كه اين چنين زرد شدهايد ؟ ايشان گفتند : چون پارهاى راه رفته بوديم ، سوارى چند بسيار ديديم كه بر اسبهاى ابلق نشسته بودند و جامهاى اسفيد داشتند و از آسمان فرود آمدند ، ما چون ايشان را بديديم ، بترسيديم و لرزه بر اندام ما افتاد و آنگاه بازگرديديم . و چون لشكر كفّار بهزيمت شد ، هر قومى از ايشان بگوشهاى افتادند و مالك بن عوف با لشكرى بگريخت و روى به طائف نهاد ، و گروهى ديگر بجانب نخله گريختند ، و بعضى به أوطاس گريختند . 158 و سيّد ، عليه السّلام ، لشكر از دنبالهء ايشان بهر گوشهاى فرستاد [ 1 ] ، و گروهى در نخله بيافتند ، ابن الدّغنّه ، دريد بن الصّمّه [ 2 ] [ را كه ] [ 3 ] با ايشان بود بقتل آورد [ 4 ] ، و چند تن ديگر از ايشان بگرفتند .
و گروهى به أوطاس گريخته بودند ، چون لشكر إسلام به ايشان رسيدند ، بيستادند و مصاف دادند و أبو عامر الأشعرى بر سر لشكر مسلمانان أمير بود ، و او را بقتل آوردند . و چون او را بقتل آورده بودند ، أبو موسى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : فرستادند ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : ابن الربعه و دريد بن الصمه .
[ ( 3 - ) ] بر طبق مدلول متن عربى ج 4 ص 95 ، الحاق شد .
[ ( 4 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى : با ايشان بودند و هر دو را بقتل آوردند ، و بر طبق مدلول متن عربى ضبط شد .