فرستم ، تا كارت بسازم و ترا باز پيش قوم خود فرستم [ 1 ] . پس وى گفت :
يا رسول اللّه ، مرا دل از قوم خود ندهد * و مرا باز پيش قوم خود فرست . پس سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود و اسباب و كار راستى وى كردند ، و او را به إعزازى و إكرامى هر چه تمامتر باز پيش قوم خود فرستاد ، و از جمله چيزها كه سيّد ، عليه السّلام ، او را داده بود غلامى و كنيزكى بود ، و نام اين زن كه خواهر پيغمبر بود ، عليه السّلام ، از شير ، شيماء [ 2 ] بود ، و بعد از ان اين شيماء آن كنيزك بزنى بغلام داد ، و ايشان را نسلى بسيار حاصل شد ، چنان كه گويند از فرزندان ايشان هنوز قبيلهاى بسيار مانده است در عرب ، و اللّه أعلم .
و بعد از ان لشكر إسلام از هر گوشهاى كه رجوع مىكردند ، بردها و اسيران بسيار مىآوردند ، و در أوّل خود از ايشان بسيار گرفته بودند و مال و حشم ايشان بجملگى بغنيمت برده بودند ، و چون لشكر بجملگى به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، [ باز پس آمدند ] و بارها و اشتران و حشمها كه آورده بودند جمله جمع كردند ، و سيّد ، عليه السّلام ، از آن جايگاه روى باز مكّه نهاد . و چون باز مكّه آمد ، سبايا و أموال بسيار كه آورده بودند بفرمود و در جعرانه باز داشتند ، و مسعود بن عمرو الغفارى بر سر آن گماشت [ 3 ] و در أحوال غزو حنين اين آيتها فرود آمد ، قوله تعالى :
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
- إلى قوله -
وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ
[ 4 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 4 ص 101 : ان احببت فعندى محبة مكرمة ، و ان احببت . . . و ترجعى الى قومك ، و عبارات داخل [ ] از مج نقل شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : سيماك .
[ ( 3 - ) ] بنابر مشهور و بر طبق متن عربى ج 4 ص 101 و 130 و 143 پيغمبر عليه السّلام پس از غزو حنين روانهء طائف شده و سپس از آنجا به جعرانه بازگشته و از جعرانه پس از تقسيم غنائم به قصد عمره در يك شب به مكه رفته و بازگشته است .
[ ( 4 - ) ] توبه ، 25 و 26 .