چوبهاى آن آتش درش زد .
و چون سيّد ، عليه السّلام ، فتح مكّه كرده بود ، پانزده روز در مكّه مقام كرد و نمازها قصر مىكرد ، و فتح مكّه در بيستم ماه رمضان سنهء ثمان بود .
غزو بيست و ششم غزو حنين بوده است
و چون سيّد ، عليه السّلام ، را فتح مكّه حاصل شد و قريش را همه مطيع و منقاد خود كرد ، و قبيلهاى بود در عرب كه آن را هوازن گفتندى ، * و قبيلهاى سخت بزرگ بود و مردم آن قبيله جمله بشجاعت و مردانگى معروف بودند ، و رئيس قبيلهء هوازن ، مالك بن عوف النّصرى بود [ 1 ] .
پس اين مالك عوف كه رئيس ايشان بود ، چون بشنيد كه سيّد ، عليه السّلام ، فتح مكّه كرد و قريش و ديگر عرب كه در حوالى مكّه بودند و مقام داشتند همه را در طاعت خود آورد ، وى از جان خود بترسيد و با خود گفت :
پيشتر از آنكه لشكر محمّد بما آيد و با ما همان كند [ 2 ] كه با قريش و ديگر عرب كرد ، من خود لشكر جمع كنم و بجنگ وى روم و او را از خود دفع كنم . پس هر لشكر كه در قبيلهء وى بودند همه را جمع كرد ، و از ديگر قبايل كه در حوالى يمن [ 3 ] مقام داشتند [ و ] همه را با وى [ 4 ] هم عهد و هم سوگند بودند [ 5 ] لشكر خواست ، و مدد و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : مالك بن عوف بود الفعرى .
[ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف ايا : بما آيند و با همان كنند . روا : پيشتر از آنكه محمد بما آيد . . . كند .
[ ( 3 - ) ] كذا در جميع نسخ فارسى و شايد : حوالى حنين ( ؟ ) . و بر طبق متن عربى ( ج 4 ص 80 ) ثقيف و نصر و جشم و سعد بن بكر و عدهاى از بنى هلال به يارى هوازن آمدهاند .
[ ( 4 - ) ] ايا : و با وى .
[ ( 5 - ) ] در اصل : بودم ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .